معنا برای زندگی

نوشته شده توسط , ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

مهم نیست که تقصیر کیست.

در زندگی گاهی به پشت سر نگاه می‌کنی و می‌بینی که با این که می‌خواستی همه چیز خوب بشود، اما نشد: دوست‌ها به نادوستی گرویدند، موقعیت‌ها از کف رفت، بخش بزرگی از زندگی گذشت، پیوست‌ها به گسست بدل شد و خاطره‌ها مدام آزار می‌دهند. احساس می‌کنی که اکثرا زنده هستیم ولی زندگی نمی‌کنیم. معمولا مراد افراد از به کار بردن عبارت «زندگی کردن»، عیش و عشرت کردن است. منظور من این نیست، منظورم زندگی‌ای است که ارزش‌ داشته باشد؛ و زندگی‌ای که پیرامون مفهومی نباشد، ارزشی ندارد.

این روزها مصرانه فکر می‌کنم  که تنها چیزی که نجات‌مان می‌دهد یافتن هدفی است که به زندگی‌مان معنی و مفهومی بدهد.

۸ دیدگاه در “معنا برای زندگی”

  1. پریسا می‌گه:

    دوستان جدید پیوندهای جدید و موقعیت هایی که خدا دوباره و هزار باره سر راه هر انسانی قرار میده مفاهیم زندگی هستند.هر روز مفهوم تازه ایست

  2. ترگل بهرامی می‌گه:

    با شما موافقم.کاملا موافقم…

  3. قنوات می‌گه:

    اولا بسیار خوشحالم که نوشته تازه ای از شما را خواندم و دوما باید بگویم با نظرتان موافقم. نبود هدف، معنی را از زندگی می گیرد. اما یادمان باشد که گاهی نداشتن هدف بهتر است از تعریف و تعیین هدفی نادرست. آن یکی تنها به خود آدم ضرر می زند اما ضرر دومی عام است و دیگران را نیز شامل می شود.مستدام باشید.

    • هادی می‌گه:

      در زمانی که آدمی جابه‌جا مدعیانی می‌بیند که تازه از سر از دامن مادر برداشته‌اند و زندگی اجتماعی‌شان با را چنگ‌زدن به صورت دیگران آغازیده‌اند، شنیدن دل‌گرمی‌های امثال شما البته غنیمت است آقای دکتر.
      خواستم بگویم که حتما توجه دارید که من آورده‌ام «یافتن هدفی است که به زندگی‌مان معنی و مفهومی بدهد»، و واضح است که هر هدفی به زندگی معنا و مفهوم نمی‌دهد.
      آن چیزی که باید مستدام باشد سایه عالی و دیگران خوانندگان وفادار این‌جاست؛ البته بعد از لطف و مهربانی خداوند.

  4. مهراوه می‌گه:

    سلام. از دیدن یادداشتتان خوشحال شدم و البته دلم گرفت. خوشحال از اینکه بعد از مدتها یادداشتی نوشتید و غمگین از موضوع آن. راستش من کاملا با شما موافقم. درد و رنجی که از بی هدفی می برم همه زندگی ام را به نابودی کشانده. هر روز اهداف تعریف میکنم و خیلی زود رنگ می بازند. چند وقت پیش به این نتیجه رسیدم که چقدر مومنان خوشبختند. و منظورم فقط ایمان به یک مذهب نیست. دوست باتجربه ای میگفت:”آرامش آگاهان بسیار دیریاب است.” سرگردانی من البته از آگاهی نیست. برای شما این نقل قول را آوردم!

  5. افشین صنعی می‌گه:

    ما که ازخیر یافتن معنا و هدف زندگی گذشتیم.
    تنها می کوشم هرروزه هنگام گرفتن تصمیم ها سویه اخلاقی تر را -اگر بتوانم- انتخاب کنم.حس میکنم عمر بلندی نخواهم داشت و می خواهم بعد
    از مرگ پشیمانی کم تری داشته باشم.

  6. حافظ شیرازی می‌گه:

    عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
    ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License