فام خراسانی
میپرسد: کجایی هستید؟
- مشهدی؛ چطور؟
- دیدم لهجه دارید (یکی دو دقیقه با من صحبت کرده است).
- بله لهجه دارم. ما چهار نسل سابقه شهرنشینی در خود مشهد داریم و من لهجهام را حفظ میکنم. اگر از ده آمده بودم، ظرف شش ماه تغییر لهجه میدادم. مثل بعضی از ساکنین غرب یا احیانا شمال تهران که به علل نامعلومی لهجهء شبه انگلیسی دارند. خصوصا دختر خانمها. هیچ فکر کردهاید که اینها به چه مناسبتی چنین گویشی دارند؟
چهرهاش نشان میدهد که تمهیدش نگرفته است. تنها کاری که میکند، تقلید صحبتکردن بعضی از دختر خانمهای مذکور است.

به نکته ی بسیار در خور توجه ای اشاره کرده اید. این لهجه ی شبه انگلیسی ( که البته شاید شبه انگلیسی هم نباشد، بیشتر یک جور شل و ول حرف زدن با تکید بر به سختی ادا کردن حرف “ر” است.)در بین آقایون هم داره متداول می شه.
اما این تظاهر و تفاخر به تهرانی بودن و غیر آن را شهرستانی دانستن در چند سال اخیر به شدت مرسوم و متداول شده که من یکی از دلایلش را رسانه های دولتی می دانم که از صبح تا شب در حال تحقیر و تصغیر انواع گویش ها است و تهرانی بودن و تهرانی حرف زدن را نماد تشخص معرفی می کند.
اما نکته ی آخر، هر زمان از من می پرسند اهل کجایید؟ و من جواب می دهم تهران!! بلا فاصله می پرسن اصالتن کجایی هستید؟ یعنی جد و آبادتان هم آیا تهرانی هستند؟! دلیلش هم ظاهرن این است که این روزها همه دوست دارند تهرانی باشند یا تهرانی به نظر برسند در حالی که مثلن شهری که به آن جا تعلق و پیشینه دارند قرن ها پیش از تهران سابقه ی شهرنشینی دارد اما فعلن تهرانی بودن ظاهرن می تواند مایه ی جبران بسیاری از کمبود ها باشد!( این جمله را حتمن بسیار شنیده اید که: پدر و مادرم هم در تهران به دنیا آمده اند اما اصالتن پدرو مادر بزرگم برای …… هستند!!! )
اینجاست که به یاد اصطلاحی می افتم که عزیزی زمانی آن را به کار برد: واز آپ گایز؟