آداب فیسبوکی من – نسخه۰.۲
نمیدانم چطور شد که به فیسبوک پیوستم. شاید خاطرههای جالبی که از اوایل کار با سایت اورکات داشتم، مشوقام شد. در اورکات آدمها میتوانستند حتی پس از مدتها هم را پیدا کنند. ویژگی دیگر آن این بود که کاربر را به شناسایی و یادآوری علایقاش تشویق میکرد. البته گذشت زمان کمی تا قسمتی نشان داد که گمشدن آدمها در زندگی احتمالا بیحکمت نیست. کسانی که با هیجان پیدا میشوند و میگویند: «ایییییی سلاااااامم چقدر سال گذشته ندیدمت کجایییی آخه؟»، معمولا زمانی که شور و ذوقشان فروکش میکند، شما را هم از یاد میبرند. تنها چیزی که از سایت اورکات برای من ماند، دوستی با شروین افشار است. گرچه او هم جلای وطن کرد و الان گاهی از هم حالی میپرسیم، اما دوستی مهربان، دانا و ارزشمند است که برایش آرزوهای خوب دارم.
در فیسبوک بدون هیجان خاصی عضو شدم، شاید برای اینکه عضو یک شبکهء اجتماعی باشم. روزی که فرانک آمد و پرسید «این فیسبوک چیه که همه ازش میگن و عضوش هستن؟ چرا منو عضو نکردی؟!» متوجه شدم که تب این یکی هم ظاهرا بالا گرفته است. در دو سه سالی که گذشت فیسبوک کارکردهای مختلفی برای کاربران ایرانی داشته است، حتی کار به جایی رسید که در دادگاههای سیاسی نیز ناماش برده شد.
***
یک بار احساس کردم که حضورم در فیسبوک لزومی ندارد، فضای آن با روحیاتام چندان سازگار نیست و به اصطلاح «اینکاره نیستم». پس پروفایلم را غیرفعال کردم. اما بعد دریافتم که در فیسبوک میتوانستم از حال چند نفر از کسانم جویا شوم و به نوعی ازشان خبر بگیرم، و دوباره بازگشتم. اما این بار برای خودم قواعدی وضع کردم:
۱. اضافه کردن کسی را که نمیشناسم، توجیهی ندارد. در این موارد از شخص مورد نظر میپرسم که «یکدیگر را میشناسیم؟» و معمولا ماجرا همینجا تمام میشود. البته اگر برای آشنایی و دوستی بیشتر دلیلی مورد قبول دو طرف وجود داشته باشد، چرا که نه؟
۲. خوشم نمیآید در فهرست چند صدنفره دوستان کسی باشم. چنین شخصی احتمالا سلبریتی است، یا میخواهد باشد. به راه یافتن در چنین فهرستهایی علاقه ندارم.
۳. به ظواهر توجه دارم، رفتار کسی که پیدرپی عکسهای آنچنانیای از خودش میگذارد برایم خیلی قابل هضم نیست. خصوصا اگر زیر عکسها پر از لایک و قربان صدقه و لاسزدن شود.
۴. اگر ببینم فردی روی دیوارش پیدرپی چیزهایی مینویسد که به نظرم سخیف یا نامربوط است، ترجیح میدهم در دنیای او شریک نباشم. هر کسی میتواند هر طور دلش میخواهد زندگی و فکر کند، من هم میتوانم هر کسی را که صلاح میدانم از فهرستام حذف کنم.
۵. اگر دوستی آشنای دوری را از روی ادب پذیرفته باشم، بعد از مدتی که آبها از آسیاب بیفتد، محترمانه از فهرست حذفشان میکنم. در ابتدای امر تصور میکنم که او تازه به این فضا آمده و دوست دارد که تمام آشناها را در یک جا جمع کند، بعد از مدتی میدانم که این حس احتمالا فروکش کرده است.
۶. البته چند بار پیش آمده که به مناسبتهایی برای افرادی که نمیشناختهام، پیامهایی گذاشتهام، یا سوالهایی مطرح کردهام، اما هیچ وقت کسی را با بیمحابا اضافه کردن، به رودربایستی نمیاندازم.
***
خیلی دوست دارم که شبکهای به عظمت فیسبوک امکانی داشت که با توجه به علاقهها و گرایشهای افراد، آنها را به هم معرفی کند. من و شروین در اورکات از معدود علاقهمندان یک انیمیشن تخیلی بودیم و این موجب آشناییمان شد، چون متوجه شدیم که علایق مشترک دیگری نیز داریم. گمان نکنم که تعبیه چنین امکانی از نظر فنی خیلی دشوار باشد، شاید مساله هراس از پیوند آدمهای جور و ناجور مانع است.

نباید کاری نشدنی باشد، به خصوص که این «لایک»های فیسبوک خیلی گستردهاند و همین «لایک»ها باید برای چنین پیشنهادهایی کافی باشند. خوشبختانه فیسبوک امکان نوشتن چنین برنامههایی را هم تا جایی که میدانم فراهم کرده.
فقط موضوع این است که کسی چنین برنامهای را بنویسد (اگر تا به حال ننوشته باشند) و کاربران از آن استفاده کنند. این قسمت دوم کمی دشوار است!
فقط لایکها نیست، گروهها، Causeها، علاقهمندیها…
کاربرانی که یکدیگر را نمیشناسند الان چطور میتوانند آشنا شوند؟ جستجو، دقت در علایق و البته چشم و ابرو. اما اگر چنین نرمافزاری باشد به نظرم از آن استقبال خوبی خواهد شد.
آداب تان را خیلی می پسندم و دقیقن موارد ۱،۲ و۶ از آداب من هم هست. مورد ۴ را هم در نظر دارم با تساهل و تسامح.اما اگر ۳ را عملی کنم ارتباط با خیلی از دوستان را از دست می دهم. در مقابل این جور عکس ها واکنشی نشان نمی دهم (فقط حرص می خورم.)
تا آنجایی که می دانم، فیس بوک بخشی از این الگوریتمها را پوشش داده است. به این تکنیکها “وب کاوی” (web mining)گفته می شود. فیس بوک بر اساس عضویت در گروه های مختلف و پروفایل افراد، به آنها پیشنهادهایی می دهد.این البته از آسانترین الگوریتمهای کاوش محتوایی وب است. اما در کاوش های پیشرفته تر، الگوریتم هایی را می طلبد که باید کارایی لازم را در شبکه های بزرگی مانند فیس بوک، برآورده کنند.
خوشحالم که می نویسید
سپاس از شما و تمامی دوستانی که مرا به نوشتن تشویق میکنند.
عقاید فیسبوکی….