قصهء رابطهء آدم‌های ناچار

نوشته شده توسط , ۹ فروردین ۱۳۹۰

آثاری که به رابطه‌های انسانی می‌پردازند، برایم جذابند. آثاری که به روابط اشتباه یا اشتباه روابط متمرکز هستند، جذاب‌ترند و شاید تا حدی آزارنده نیز باشند. البته آثاری که انگاری اشتباها به روابط آدم‌ها نظر دارند،عذاب‌آورند. عجب جملات در هم و برهمی شد!

با این مقدمه خواستم بگویم که فیلم سایروس را تماشا کردم. داستان فیلم به مثلثی عاطفی می‌پردازد، بین یک زن و دو مرد که اتفاقا یکی از مردها پسر اوست. نقش زن را مریسا تومی با هنرمندی ایفاء می‌کند؛ البته بازیگران اصلی دیگر نیز کم از او نمی‌آورد و فیلم از نظر انتخاب بازیگر کامیاب است. اما مریسا به نظرم یک سر و گردن بالاتر از دیگران می‌نماید، شاید به این علت که از باقی دوست‌داشتنی‌تر به نظرم رسیده این را می‌نویسم.

سایروس به رابطهء آدم‌های ناچار می‌پردازد، آدم‌هایی که ظاهرا بدون خواست شخصی یا رفتار و اعمالی خاص، گرفتار بخش پیچیدهء مناسبات زندگی آدم‌ها شده‌اند. به تصویر کشیدن چنین قصه‌هایی کار آسانی نیست، اما به نظر من سایروس به شکل آبرومندی از پس این وظیفه برآمده است.

نمی‌دانم که چه اتفاقاتی حین تماشای یک فیلم می‌افتد که پس از تماشا آن را خوب لقب می‌دهیم، اما گمانم در بعضی از لحظات سایروس آدم را متقاعد می‌کرد که در حال تماشای اثر خوبی است. تماشایش مطمئنا پشیمان‌کننده نیست.

یک دیدگاه در “قصهء رابطهء آدم‌های ناچار”

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License