بی‌غیرت‌ها و باغیرت‌ها

نوشته شده توسط , ۱۵ خرداد ۱۳۹۰

تازگی می‌بینم که عده‌ای، برای این‌که واکنش‌ها و در نتیجه اتفاق‌های مورد نظرشان رخ نمی‌دهد، عدهء دیگری را بی‌غیرت می‌دانند و می‌نامند. نکته این جاست که عدهء اول غالبا پشت رایانه‌شان  در گوشه‌ای از این دنیا مخفیانه کز کرده‌اند و با نامی که همیشه مستعار است، از آن پشت کوس شجاعت و غیرت و مبارزه می‌زنند. عده‌‌ای که به بی‌غیرتی منتسب می‌شوند هم افراد و گروه مشخصی نیستند، بلکه کسانی هستند که ظاهرا حاضر نمی‌شوند رهبری رهبران غیور و شجاع اما پنهان را بپذیرند.

پاتوق‌هایی در وب هست که تقریبا به نوعی پایگاه ارزیابی‌کنندگان غیرت شده است، این وب‌سایت‌ها معمولا آکنده از عناوینی است چون: «همراه شو عزیز»، «من فلان حرکت مبارزاتی را می‌کنم، شما چطور»، «… جلاد باز هم چه کار کرد»، «عمر جنتی»، «خرابکاری احمدی‌نژاد یا مردان او». البته برای تنوع هم که شده، گاهی عکس‌های فلان هنرپیشه زن یا فیلم دوربین مخفی از شوخی بیمزه با دوست دختر هم چاشنی ماجرا می‌شود.

نگارنده باور دارد که بخشی از مشکلاتی که امروزه برسر ما آمده، از رفتار و منشی ناشی شده است که امثال ارزیابی‌کنندگان غیرت دیگران دارند. غیرت، ریختن هیجانی به خیابان و شلوغ‌کاری نیست، این کار نامش مبارزه هم نیست. غیرت حقیقی نگاه‌کردن به آیینه و پرسیدن این سوال است: «مشکل من چیست؟ مشکلات من چه سهمی در پدید آمدن وضعیت حاضر دارند؟».

۷ دیدگاه در “بی‌غیرت‌ها و باغیرت‌ها”

  1. محمود می‌گه:

    کاملا قبول دارم حرفت رو . متاسفانه تصور ما از مخالفت چیزی از نوع آنارشی گریه .

  2. Ali می‌گه:

    جانا سخن از زبان ما میگویی. یکی به اینا بگه کی گفته معطل بقیه و راه سبز امید بشینید، برید هر کاری می دونید درسته انجام بدید.والا.

  3. قنوات می‌گه:

    سلام. خوشحالمان کردید با دوباره نوشتن تان. طبق معمول خوب و مفید نوشته بودید.

  4. جواد می‌گه:

    تو را به هفت پیاله زمان دعوت می کنم ، برای با هم شدن

  5. یکی از آشنایان می‌گه:

    نمی‌دانم چرا لینک وبلاگ دوستان در این وبلاگ دائما در حال آب رفتن است، شاید علتش عقده‌ی حقارتی باشد که نویسنده‌اش با آن دست و پنجه نرم می‌کند. کمی هم از زندگی خصوصیتان بنویسد بالاخره با همسر محترمتان آشتی فرمودید؟

    • هادی می‌گه:

      خوشحال می‌شوم که اگر هتاکی با اسم مستعار در این‌جا باعث می‌شود که شما احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید. از آن‌جایی که پاسخ‌های من برای‌ کسی مثل شما اهمیتی ندارد، صرفا ازتان دعوت می‌کنم به راه‌های بهتری برای آشتی با خودتان فکر کنید. زیرا متاسفانه آلام درونی را نمی‌توان با اسم مستعار آرام کرد.

  6. قنوات می‌گه:

    آدمی موجودی است عجیب که بین دو بی نهایت در نوسان است؛ بی نهایت خوبی و زیبایی و بی نهایت زشتی و ناپسندی و چقدر ناپسند است که آدمی خوبیها و زیبایی ها را رها کند و زشتی را برگزیند. راستی آیا ناپسند نیست که کسی آزادانه وارد حریم دیگری شود و با آویختن به مسائل خصوصی او (حتی به فرض صحت آن)، اراده کند که وی را بیازارد؟ چه می توان کرد بجز ابراز اندوه و دلگیری از دست چنین آدم هایی و چنین حرفهایی. نمی دانم مگر خوب بودن چه اشکالی دارد که بعضی بد بودن را به آن ترجیح می دهند؟ و راستی چه گوهر نایابی شده است یک جو اخلاق و مروت و مردی؟

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License