کسانی که کتابخوان میسازند

یکی از به یاد ماندنیترین کتابهایی که خواندهام، جلد پنجم «قصههای خوب برای بچههای خوب»، تالیف مهدی آذریزدی است. این مجموعه چند جلدی را انتشارات معزز امیرکبیر – به مدیریت تقی جعفری – درآورده بود. نثر پاکیزه، قصههای خواندنی و سلامت روایتها دست به دست هم داده بود که یکی از مثالزدنیترین مجموعه قصههای کودکان به زبان فارسی را بسازد. گفتنی است که قصههای هر جلد از این مجموعه، برگرفته از یکی از متون کلاسیک و مهم فرهنگ ایرانی بود، و جلد پنجم تعدادی از قصههای قرآن را شامل میشد. تصویرسازیهای حیرتانگیز مرحوم استاد مرتضی ممیز برای این جلد هنوز به روشنی در ذهنم مانده است. چند سال پیش در منزل یکی از اساتید خوشنویسی نسخهی اصلی یکی از تصویرسازیهای مذکور را دیدم و برای چند دقیقه مبهوت هیبتش شدم.
آذریزدی پیش از انقلاب از دستاندرکاران انتشارات امیرکبیر بوده، و بعد از آن را نمیدانم چه کرده، فقط میدانم که در اعتراض به ممیزی کتابی منتشر نکرده است. چندی پیش خواندم که تنها آرزویش این است که توصیهاش را بکنند تا در مجموعه مراقبت از سالمندان کهریزک پذیرفته شود. در همان گفتوگو آمده بود که حتی دوستان او به ملاقاتش نمیروند، مبادا که زحمت نگهداری به گردنشان بیفتند. و امروز خبری دیدم که حال آذریزدی را نامساعد توصیف میکرد. با توجه به سوابق و خاطراتش، حدس میزنم که این سالهای اخیر را دشوار گذرانده و از خدای بزرگ میخواهم پاداش این دشواریها را به بهترین نحو به او اعطاء کند.
از خدا میخواهم که باقی عمر او را در این دنیا با عزت و آسانی قرین کند؛ زیرا نویسندگانی چون آذریزدی در کتابخوان کردن مخاطبهاشان نقشی بسیار چشمگیر داشته و دارند.
