نوشتن

نوشته شده توسط هادی, ۲۶ فروردین ۱۳۸۷

در ابتدای جوانی، علاقه‌ی خاصی به نظریه‌های ادبی داشتم. صحبت سال‌های اول دهه‌ی ۱۳۷۰ شمسی است که منابع فارسی در این زمینه محدود بود و اگر کسی اشتیاقش را داشت می‍‌توانست اکثر آن‌ها را جمع‌آوری و مطالعه کند.

یکی از کتاب‌هایی که بسیار نظرم را جلب کرد، «وظیفه‌ی ادبیات» بود با ترجمه‌ی دقیق ابوالحسن نجفی. کتابی بسیار هیجان‌انگیز؛ گزارشی از جمع‌شدن نویسندگان پیرو سبک رئالیسم سوسیالیستی و نویسندگان مدرن اروپایی در یک سمینار ادبی. متن سخنرانی‌های این دو گروه شدیدا متضاد مجموعه‌ای جدلی ساخته بود که چشم دوستداران ادبیات را خیره می‌کرد. خلاصه که چنین جمع عجیبی گردهم‌آمده‌ بودند که منادی و مدافع شیوه‌ی کار خود باشند.

یکی از سخنرانان، آلن رب‌گریه نویسنده‌ی مدرن و خاص فرانسوی بود، او یکی از سردمداران رمان نو به حساب می‌آمد که با رمان پاک‌ها به شهرت رسید. تا جایی که در یادم مانده، رب‌گریه دو سخنرانی در این سمینار داشت، عنوان یکی‌اش به روشنی روز در ذهنم نقش بسته است: «من می‌نویسم که بدانم چرا دارم می‌نویسم».

ممکن است این کلام قدرت‌نمایی روشنفکرانه توام با گرد خاک و کردن در خاک‌ سرخ متعهد شوروی به نظر برسد. اما به راستی من اگر بخواهم علت نوشتنم را بیان کنم، بهتر از این جمله‌ای پیدا نمی‌کنم. 

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License