کفشهایم ۱
مهمترین لباس انسان شاید کفش باشد، باور کنید که این بهانهی من برای خرید کفشهای متعدد و گران نیست؛ کفش واقعا مهم است. گرچه اعتراف میکنم که بیشترین خرج پوشاکی من به کفش مربوط میشود. استفاده کننده و نگهدارندهی بدی نیستم و حداقل روزی یک ساعت پیادهروی میکنم، بنابر این فکر میکنم که مستحق خرید کفش نسبتا خوب هستم.
از این پس قصد دارم که هر چند وقت یک بار، یکی از کفشهایم را معرفی و در موردش صحبت کنم. به نظرم فایدهاش این است که خوانندهها با دقت بیشتری کفش بخرند و با پاهایشان مهربانتر باشند. خصوصا خانمهای محترم که استعداد عجیبی در خریدن کفشهایی دارند که پاهایشان را سلاخی کند.
به عنوان مقدمه چند یادآوری یا توصیه ابتدایی پراکنده میکنم:
۱. شب کفش بخرید، چون در شب پای منبسط شده است.
۲. کفش را با گونهای جوراب امتحان کنید که معمولا به پوشیدن آن عادت دارید.
۳. به هیچ وجه کفش نوک باریک یا پنجه تیز نخرید. من نمیدانم این نوع کفشها اختراع کدام شکنجهگری هستند، اما این مخترع باید محاکمه شود.
۴. جوراب نخی و حولهای برای جلوگیری از تعریق زیاد مفید است. عوام معمولا برعکس این فکر میکنند چون جورابهای مزخرف به پا میکنند.
۵. طراحی کفش خوب یکی از باارزشترین و مشکلترین طراحیهای جهان است. برای همین است که این قدر طراح خوب کفش کم داریم. به نظر من طراح خوب کفش، پا را میشناسد و حین طراحی هر قسمتی فکر میکند که این قسمت چه معاملهای با پای پوشنده خواهد کرد.
۶. حدالمقدور کفش ایرانی نخرید. سعی کنید مبلغ قابل توجه خرید کفش غیر ایرانی را از هر منبع مناسب و و مشروعی تهیه کنید، اما سعی کنید کفش ایرانی نخرید (از این توصیه متاسفم).
۷. روی پایتان حساس باشید. ممکن است تا به حال نبودهاید و بلاهای مختلفی سر آنها آمده باشد، اما اگر اوضاع خیلی بد نباشد «ماهی را بعضی اوقات میشود نسبتا تازه در بعضی بازارها یافت».
۸. اگر دیابت دارید به شکل وحشتناکی باید به کفشهایتان توجه کنید، حتی اگر لازم است برای خرید کفش مناسب دیابتی از بانک وام بگیرید.
۹. به کفش زیر پنجاه دلار و بالای سیصد و پنجاه دلار مشکوک باشید (قیمت خردهفروشی).
۱۰. صندل کفش نیست و صندل لا انگشتی در خیابان و روی اسفالت حماقت است.
۱۱. کفش بیپاشنه خوب نیست اما کفشی با بیش از سه و نیم سانت پاشنه نوعی جنایت مخفی در حق بدن است.
۱۲. اگر کودکی دارید در خرید کفش برایش دقت مضاعف بذل کنید.
۱۳. هیچ وقت به وعدهی «اشکالی ندارد، بعد جا باز میکند» دل خوش نکنید. جا باز میکند اما به چه قیمتی؟ اندازهی پایتان را دقیقا بدانید و کفش خوشقالب مناسب با آن بخرید. متوجه باشید که جا باز کردن کفش به قیمت مجروح شدن پای شما رخ میدهد.
و آخر؛ پستهای کفش این وبلاگ را به اندازهی جدیترین مطالبش جدی بگیرید.

من فکر میکنم این بخش جدید بتواند با «ذائقهی فرهیخته» رقابت کند!
بنظرم بیش از آنى که به کفش فکر کنیم باید به وضعیت فیریک وآناتومیک و نگهدارى بدن اندیشید٠ گاه علیرغم رعایت توصیه های ارزشمند تو بازهم مشکلات حل نمیشود٠ وضعیت زندگی امروز مفاصل را سست و آسیب پذیر کرده است. به عنوان یک اصل باید عضلات حمایت کننده هرمفصل را (اینجا زانو و مچ با) تقویت کرد. ورزش هاى تخصصى و سنگین هم لازم نیست٠ حرکات ایزومتریک وپیاده روى٠ چند نفر میشناسى که صپح ها چند دقیقهاى بدوند؟ این که دیگر زحمت زیادى ندارد٠ اما کاش قبلا این را مى گفتى که معاون سردبیر مجله چرم و کفش هستى و توصیههایت منبع مستندى دارد.
هادی: سخن شما مهم است، اما توجه داشته باشید که کفش بد به بدن سست و ضعیف، آسیبهای شدیدتری میزند. از سوی دیگر توجه داشته باشید که یک گروه قسمخورده آخرین فناوریها صنعت کفش، ورزشکاران هستند.
آن عنوان را هم زیاد جدی نگیرید، اسمی تشریفاتی است برای یک همکاری پاره وقت.
تا حالا فکر کردید اگر بودا یا کارلوس کاستا ندا و… اگر به فکر پوشیدن کفش راحت وگران بودند چه بر سر ایده ها و عقایدشان می آمد ؟
هادی: نه. اما الان اگر فکر کنم به این نتیجه میرسم که یک مشکل از مشکلاتشان کمتر میشده است. ریاضتهای ابلهانه لازمهی رسیدن به بزرگی نیست. پاپ ژانپل دوم و پاوراتی مفیستو به پا میکردهاند، این واقعیت ضربهای به شان آنها میزند؟
پست های خوبی می شوند.از این اولین پست کفش هم نکات خوبی رو یاد گرفتم که قبلا نمی دونستم. راستی من کف پایم صاف است و خیلی وقت است که میخواهم یک کفش یا کفی طبی تهیه کنم ولی تنبلی مانع می شود.اگر نکتهی خاصی برام داری ممنون میشم.
هادی: در خارجه مراکزی هست که با دستگاةهای دیجیتالی مشخصات پا را استخراج میکنند و کفی مناسب و اختصاصیای برای مشتری میسازند که تقریبا با هر کفشی قابل استفاده است (سفارش چنین کفیای البته گران تمام میشود). اما تصور نمیکنم که چنین امکاناتی در ایران موجود باشد.
توصیهی من این است که با مشاورهی دکتر ارتوپد معتبر و معتمد به اهل فنی که خبرهی این کار هستند، مراجعه کنید. صرف ادعای فروشندگان را باور نکنید. جستجوی کوچکی میکنم که اگر سازندهی مناسبی یافتم، خبرتان میکنم (با ایمیل).
بودا تا زمانی که شاهزاده بود به این درجه از شهود و معرفت نرسیده بود زمانی بودا شد که از آن همه رفاه گذشت.
به آزیتا:
و درنتیجه ما هم کفش خوب نپوشیم بهتر است؟
بی پای پوش از کویر می توان گذشت اما بی ستاره هرگز.
چه خوب
واقعا لطف می کنید
مطلبتان را هنوز نخوانده ام
من در انتخاب کفش آنقدر مشکل داشتم که بی خیال همه چیز شدم
و فقط به راحتی فکر کردم
هادی: خواهش میکنم، از مهمترین چیزهایی که باید در نظر بگیرید همین است.
به مصطفی:
صلاح خویش خسروان دانند .
@مصطفا
سعی کن پاتو فرهیخته کنی.
@آقای صباغ
از دستم در رفته بود!
ای هادی! تو آخرش یک بچه مرفه بورژوا هستی، کسی که حتی قیمت کفش را به دلار می نویسد. در کجای بازار ایران به دلار کفش می فروشند. متنعم. با این مطالب بازدیدکنندگان وبلاگت را ناخواسته انتخاب می کنی. جدا می کنی. منتظر نظری تخصصی از تو درباره ی ساسپندر یا سنجاق کروات هستم.
ه رضا:
شما که هیچ شناختی از هادی ندارید لطفا عجولانه نظر ندهید.قیمت کفش را به دلار نوشته چون پیشنهاد کرده بودند تر جیحا کفش خارجی بخرید تا از جنس و دوام آن مطمئن باشید .آدم نباید اینقدر حقیر باشه که از راهنمایی دیگران ایراد بگیرد.
به آزیتا:
چشم. گمان می کنم حق با شماست. من هادی را نمی شناسم. البته من قیمت دلار را دقیقن نمی دانم و محاسبه کردنش برایم سخت است. یعنی آخرش کفش خوب ۱۵ هزار تومان باشد خوب است؟! ۵۰ دلار چند می شود؟
اول، چیزهای خوب خریدن ربط زیادی به رفاه ندارد. نمیخواهم آن ضربالمثل انگلیسی را که از فرط استفاده، رنگ و رویی برایش نمانده است تکرار کنم؛
دوم، کسی را میشناسم که در پنج سال گذشته دو جفت کفش بیشتر نخریده است و تمام این پنج سال این دو جفت کفش را پوشیده است و مجموعا صدها کیلومتر با آنها پیاده رفته است و حقوق ماهیانهاش از حقوق یک کارشناس رشته مهندسی هم کمتر است؛
سوم، اگر ببینید کسی سوار اتوبوس و مترو میشود، ماشین شخصی ندارد و نمیتواند هم داشته باشد، خانهاش هم اجاره ای است ولی کفشی خوشکیفیت به پا دارد که لابد گران هم آن را خریده است، تعجب میکنید؟
چهارم، بدون اینکه ربط مستقیمی وجود داشته باشد، یاد ترانهای میافتم از استینگ که بسیار دوستش میدارم؛ «Tomorrow We’ll See».
تو از کفش خوب و جوراب و کفی خوب صحبت کردی اما هیچ از سنگ پا کردن خوب در حمام حرفی نزدی. جالب است بدانیم سنگ پا کردن خوب حداقل یک ساعت آموزش می خواهد که در کشور چین متداول است.
هادی: خبری از این مهارت ندارم، حدس میزنم که باید به موضوع به عنوان نوعی ماساژ مهم نگاه کرد.اگر پیوندی در مورد آن معرفی کنید، متشکر خواهم شد.
درست است نوعی ماساژ می باشد که البته سنگ پا کردن یکی از قسمتهای آن را شامل می شود که جنس تمامی همان سنگ پای خودمان یعنی سنگ های آذرین متخلخل اما در اشکال و رنگهای مختلف می باشد که در حین ماساژ پا شرح لازم و نحوه استفاده از آن را می دهد که بیشتر جهت فروش داروهای گیاهی و نیز سنگ پاها با توضیحاتی که مثلا این نوع سنگ اثرات آنچنانی دارد را تبلیغ میکنند. که البته حوضچه هایی از ماهیهای کوچکی که پوست پا را تمیز می کنند مشتریان خاص خودش را دارد.
” … از این پس قصد دارم که هر چند وقت یک بار، یکی از کفشهایم را معرفی و در موردش صحبت کنم. …” هادی عزیز چند جفت کفش داری؟ اگر هر کدام از کفش هایت ۲۰۰ دلار ارزش داشته باشد – بین ۵۰ و ۳۵۰ دلار – و فرض کنیم ۶ جفت کفش داشته باشی که بخواهی معرفی کنی جمعن می شود یک میلیون و دویست هزار تومن. خبر داری برای گرفتن یک وام ۱ میلیون تومانی مردم مجبورند به چه ذلت هایی تن بدهند. چیز جالبی که در عکس هست این است که هر کدام از یک مارک است. من عاشق تواضع تو ام هادی.
جالب تر. علاقه ی ما نسبت به کفش و دیگ سنگی و … . است دقت داری این مطالب چقدر واکنش دارد.