<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: دردسر زن بودن</title>
	<atom:link href="http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:38:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>با: Sepideh</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/comment-page-1#comment-4953</link>
		<dc:creator>Sepideh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=442#comment-4953</guid>
		<description>A woman is not allowed to choose . She has to wait to be chosen. She has no right to fall in love first or she will be labled as ... . 
She has to be beautiful coz that&#039;s the first criterion that people will measure her with ... 
there are much more ...but well ... I still do like my being a woman.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>A woman is not allowed to choose . She has to wait to be chosen. She has no right to fall in love first or she will be labled as &#8230; .<br />
She has to be beautiful coz that&#8217;s the first criterion that people will measure her with &#8230;<br />
there are much more &#8230;but well &#8230; I still do like my being a woman.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یک زن خانه به دوش</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/comment-page-1#comment-237</link>
		<dc:creator>یک زن خانه به دوش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=442#comment-237</guid>
		<description>دردسری دلچسب...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دردسری دلچسب&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زمین شناس</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/comment-page-1#comment-216</link>
		<dc:creator>زمین شناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=442#comment-216</guid>
		<description>سلام مرسی از کامنتی که گذاشتید. همسر از دسته آدم‌هاییه که هیچ علاقه‌ای به نوشتن نداره. برای همین هم زیاد از پیشنهاد شما استقبال نکرد. اگر نوشته‌ای نوشت حتما برای شما ارسال می‌کنم. 
خوش باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مرسی از کامنتی که گذاشتید. همسر از دسته آدم‌هاییه که هیچ علاقه‌ای به نوشتن نداره. برای همین هم زیاد از پیشنهاد شما استقبال نکرد. اگر نوشته‌ای نوشت حتما برای شما ارسال می‌کنم.<br />
خوش باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: وحید</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/comment-page-1#comment-208</link>
		<dc:creator>وحید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=442#comment-208</guid>
		<description>راستی از اون قسمت شماره 1  مطلب خانم سمیرا خیلی لذت بردم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستی از اون قسمت شماره ۱  مطلب خانم سمیرا خیلی لذت بردم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: وحید</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/comment-page-1#comment-207</link>
		<dc:creator>وحید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=442#comment-207</guid>
		<description>مطالب دوستان را خواندم و فقط می توانم بگویم متاسفم.بی فرهنگی در جامعه ما بی داد می کند.نمونه هایش را در بعضی از مطالب دوستان می شود دید.شاید این حرفم کمی تند باشد و خیلی ها حرفم رو قبول نداشته باشند ولی این نظر من است و در طول روز زیاد به این مسئله بر می خورم.منظورم هم در حال حاضر است.کاری به سابقه ایران و تمدن چندین هزار ساله اش ندارم.
یک نکته ی دیگر اینکه متاسفانه خیلی از عقاید و رفتارهای غلط و عقب مانده رو به حساب اسلام و کلا دین می گذارند.این چیزی که ما امروزه به عنوان اسلام می بینیم با اسلام حقیقی فرسنگ ها فاصله دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطالب دوستان را خواندم و فقط می توانم بگویم متاسفم.بی فرهنگی در جامعه ما بی داد می کند.نمونه هایش را در بعضی از مطالب دوستان می شود دید.شاید این حرفم کمی تند باشد و خیلی ها حرفم رو قبول نداشته باشند ولی این نظر من است و در طول روز زیاد به این مسئله بر می خورم.منظورم هم در حال حاضر است.کاری به سابقه ایران و تمدن چندین هزار ساله اش ندارم.<br />
یک نکته ی دیگر اینکه متاسفانه خیلی از عقاید و رفتارهای غلط و عقب مانده رو به حساب اسلام و کلا دین می گذارند.این چیزی که ما امروزه به عنوان اسلام می بینیم با اسلام حقیقی فرسنگ ها فاصله دارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهره</title>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/442/comment-page-1#comment-206</link>
		<dc:creator>زهره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://blog.hadisabbagh.com/?p=442#comment-206</guid>
		<description>نظرات پراکنده من در مورد نوشته ها ضمن احترام به نویسندگان آنها:
* من بین &quot;مذهبی&quot; و &quot;سنتی&quot; فرق می گذارم. در مورد برخورد سنتی با زن ها با بخش زیادی از نوشته ها موافقم اما دین (اسلام) مانع فکر کردن و تحصیل و اشتغال زن نیست ،ضمن این که احترام زیادی برای زن قائل است. برای نمونه زن موظف نیست غذا بپزد. این سنتی است که وجود داشته و ادامه دارد. اگر مسلمانی رفتار بدی کرد، عیب از اوست نه از دینش.
همیشه از لج و لج بازی، بگذارید بگویم دشمنی، بین افراد مذهبی و غیر مذهبی دلم می گیرد. چرا هیچ کدام از طرفین بلد نیستند با &quot;مدارا&quot; رفتار و زندگی کنند؟
*  قوانین قضایی به نظر  من مشکل اصلی زنان ایران است.
* &quot;توقع زیبایی از زن&quot;که در همه جا شایع است وقتی فقط در حد ظواهر است هم برای زنان هم برای مردان دردسر ساز است.
*  به نکات مختلفی فکر می کنم.... چطور بسیاری از وبلاگ های دختران پر شده از مطالبی درباره &quot;حق مالکیت بر بدن خود&quot; و منظورشان از این حرف....آیا معضل اصلی زنان حجاب است؟....پس در غرب چطور؟ اینجا که زن ها به قول دمستی همیشه باید نگران زیبایی و جوانی شان باشند تا کارشان را حفظ کنند ...یا تشابه زن و مرد به حدی است که زن ها پا به پای مردان فضولات باغ وحش را تمیز کنند و در فروشگاه ها جعبه های سنگین بلند کنند و بعد دلشان برای &quot;ظرافت زنانه &quot; شان تنگ شود و به فکر جبران بیفنتد....
همه مشکل هل قبول. اساس می کنم گم شده ام در زمانی که حتی حرف هم سن های خودم را هم نمی فهمم... 
*</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نظرات پراکنده من در مورد نوشته ها ضمن احترام به نویسندگان آنها:<br />
* من بین &#8220;مذهبی&#8221; و &#8220;سنتی&#8221; فرق می گذارم. در مورد برخورد سنتی با زن ها با بخش زیادی از نوشته ها موافقم اما دین (اسلام) مانع فکر کردن و تحصیل و اشتغال زن نیست ،ضمن این که احترام زیادی برای زن قائل است. برای نمونه زن موظف نیست غذا بپزد. این سنتی است که وجود داشته و ادامه دارد. اگر مسلمانی رفتار بدی کرد، عیب از اوست نه از دینش.<br />
همیشه از لج و لج بازی، بگذارید بگویم دشمنی، بین افراد مذهبی و غیر مذهبی دلم می گیرد. چرا هیچ کدام از طرفین بلد نیستند با &#8220;مدارا&#8221; رفتار و زندگی کنند؟<br />
*  قوانین قضایی به نظر  من مشکل اصلی زنان ایران است.<br />
* &#8220;توقع زیبایی از زن&#8221;که در همه جا شایع است وقتی فقط در حد ظواهر است هم برای زنان هم برای مردان دردسر ساز است.<br />
*  به نکات مختلفی فکر می کنم&#8230;. چطور بسیاری از وبلاگ های دختران پر شده از مطالبی درباره &#8220;حق مالکیت بر بدن خود&#8221; و منظورشان از این حرف&#8230;.آیا معضل اصلی زنان حجاب است؟&#8230;.پس در غرب چطور؟ اینجا که زن ها به قول دمستی همیشه باید نگران زیبایی و جوانی شان باشند تا کارشان را حفظ کنند &#8230;یا تشابه زن و مرد به حدی است که زن ها پا به پای مردان فضولات باغ وحش را تمیز کنند و در فروشگاه ها جعبه های سنگین بلند کنند و بعد دلشان برای &#8220;ظرافت زنانه &#8221; شان تنگ شود و به فکر جبران بیفنتد&#8230;.<br />
همه مشکل هل قبول. اساس می کنم گم شده ام در زمانی که حتی حرف هم سن های خودم را هم نمی فهمم&#8230;<br />
*</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

