گاه سر به بالا باشید

میگویند در بعضی از شهرهای مهم کشورهای اروپایی، مالک حق تغییر در نمای ساختمانش ندارد. هر گونه تعمیر یا تحولی در ساختمانهای قدیمی منوط به کسب مجوز و مستلزم رعایت قوانین ویژهای است، و البته به شرط دست نزدن به نما. چنین است که بعضی محلهها در شهرهایی مثل پاریس، لندن و فلورانس هویت غلیظ و منحصر به فردی دارند.
اما حساب تهران از این بابت جداست. یکی از موجزترین توصیفهای این شهر را محمد قائد کرده: «تهران نتیجۀ پرشدن فضای میان تعدادی روستاست با ساختمانهایی زشت»؛ اضافه میکنم که طرح این ساختمانهای زشت برآمده از سطح زیباشناسی دهاتیهایی است از اقصی نقاط کشور. در تهران کافی است که کسی پول و زور داشته باشد تا بتواند هر بلایی بر سر شهر بیاورد و این گونه به پول و زورش بیفزاید.
اما در قسمتهایی از شهر هنوز نوعی بافت قدیمی خاص باقی مانده است؛ برای دیدنش کافی است که نگاه از سر در مغازهها بالاتر رود. بقای این ساختمانها، که معمولا به نظر میرسد که در حال فروریزی هستند، مدیون قیمت کلان مغازههایی است که زیر آنها قرار گرفته. و از آنجایی که تمایل به خرید چندین و چند ملکیت و سرقفلی به منظور کوبیدن جایگزینیشان با هیولایی بدترکیب بانمایی از شیشه، آلومنیوم یا گرانیت در همه جا یکسان نیست، بعضی از خیابانهای شهر پر است از چنین عمارات ویرانه و نیمه مخروبهای.
گاه با وجود دهها بار گذر از محلهای، متوجه چنین بناهایی نشدهام. زمانی که بر حسب اتفاق نگاهم افتاده و توجهم جلب شده، با خود گفتهام: «واقعا این همیشه این جا بوده؟».

چه نگاه زیبایی.ممنون
باور کنید یک درصد هم فکر نمی کردم جایی مانده باشد چنین یکدست و هم افق.
سبز باشید و مانا.
نمی دونم می دونی یا نه، یکی از مشهورترین معمارهای جهان که اهل روسیه بود (اسمش یادم نیست متاسفانه) وقتی در دهه ی ۳۰ فکر کنم وارد ایران شد مجذوب معماری سنتی ایران شد و این نوع معماری رو با سبک غربی ترکیب کرد و بناهایی رو احداث کرد که در نقاط مختلف تهران امروزه می بینیم (نمونه اش ساختمان پست).و حتی یک مسجد ساخت.جای تاسف داره که یک معمار اروپایی اینقدر شیفته سبک معماری ایرانی می شود و ما ….