فیلم‌هایی که مرا تکان داده‌اند-۵

نوشته شده توسط , ۲۵ شهریور ۱۳۸۷
پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاختهمیلوش فورمن (۱۹۷۵)

معدود آثاری وجود دارد که آدمی بعد از مشاهده‌شان با خود فکر کند که «اگر آفریننده در تمام زندگی فقط همین را خلق کرده باشد، وظیفه‌اش را در این دنیا انجام داده»؛ و این فیلم یکی از بهترین مثال‌ها برای چنین آثاری است. از میلوش فورمن آمادئوس، مردم علیه لری فلینت و انسان بر ماه را نیز دیده‌ام اما هیچ کدام کسری از تاثیر کوبنده‌ی پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته را بر من نگذاشته‌آند. از اولین تماشا کردنش بیست و پنج سالی گذشته، اما بازبینی‌اش همچنان تکان‌دهنده و موثر است‌.

داستان فیلم از قصه‌ای به همین نام برگرفته شده است؛ رمانی مهم به قلم کن کیسی آمریکایی. می‌گویند او پس از حضور داوطلبانه در آزمایش‌های سی‌.آی‌.ا. روی تاثیرات داروهای روان گردان، دست به نوشتن این رمان زده است. قصه به غایت خواندنی و تاثیرگذار است، ولی صحنه‌هایی دارد که در فیلم نیامده و خواننده‌ی مشتاق آرزو می‌کند که کاش آمده بود (مثل خودکشی چزویک). اما با اندکی اغماض و انصاف می‌توان این فیلم را در دسته‌ی اقتباس‌های ادبی بسیار آبرومند جا داد.

داستان وارد شدن یک عنصر نامطلوب در یک نظام بسته را روایت می‌کند، عنصری که عاقبت نابود می‌شود درحالی که تاثیری عمیق بر نظام گذاشته. مک مورفی پر انرژی و سرخوش از لذت‌های زندگی محکوم شده که مدتی در آسایشگاه روانی سر کند، اما او با مشاهده‌ی نظام بسته، خشک و دیوانه‌کننده‌ی تیمارستان سرسام می‌گیرد و طغیان می‌کند…

فاکتور حیرت: بازی اعجاب‌انگیز بازیگرها باعث سوت‌کشیدن مغز است. باید ببینید یا به خاطر بیاورید تا با رای‌ام از ته دل موافقت کنید و بگویید «من هم می‌خواستم همین را بگم».

صحنه‌ی تکان‌دهنده: فیلم پر است از این نوع صحنه‌ها؛ ابراز احساسات در برابر تلویزیون خاموش، به هم خوردن جلسه گفتگو و سیگار خواستن چزویک، خردکردن پنجره توسط رییس و… . اما زمانی که مک مورفی بعد از تلاش ناموفق برای از جاکندن آبخوری سنگین‌وزن می‌گوید «من سعی کردم ولی اون خیلی سنگینه. دست کم سعی خودم را کردم».
بلی؛ اگر الهام‌دهنده باشید بالاخره کسی پیدا می‌شود که آبخوری چند صد کیلویی را بلند کند و به پنجره بکوبد و از حصار بگریزد.

مطالب مرتبط

۴ دیدگاه در “فیلم‌هایی که مرا تکان داده‌اند-۵”

  1. امیر می‌گه:

    پروز از بر فراز آشیانه فاخته اگر از شاهکارهای سینما نباشد از بهترین های سینما است. گرچه رنگ و بوی سنمای دوران جنگ سرد را دارد و اشاراتی به پشت پرده اهنین اما ابایی از این ندارد که جامعه غرب را هم در آن سال های پر تنش به چالش بکشد . فورمن به دلیل تبار اروپایی شرقی اش و مهاجرت و زندگی اش در دنیای غرب هر دو این ها را خوب می شناسد و همین در بر گردان رمان کن کیسی موفق اش کرده است.فورمن فقط نقد دنیای سوسیالیستی یا لیبرالیستی را نمیکند ادم های او ناقد دنیای خود هستند . این را در آمادیوس و همه علیه لاری فلینت و ارواح گویا نیز می بینی.فورمن از دنیا چیز دیگری می خواهد چیزی که شاید در کودکی اش به دلیل مجار بودن و یهودی بودن از او گرفته شده است . چیزهایی که دنیای امروز با بی رحمی از او گرفته است.

  2. ترگل بهرامی می‌گه:

    برای آن که آدم در مورد یک فیلم این چنینی نظر درست و دقیقی بدهد – و نه از آن دست نظرات کلی که فقط بگوید من هم خیلی سرم می شود و طبعاً در این وبلاگ جایی نداشته و ندارد- لازم است دوباره فیلم را با توجه کامل ببیند… علی ایحال در این لحظه فقط از خودم می پرسم : چه کسی؟ چه کسی جز جک نیکلسن با آن چهره ی خاص و آن میمیک منحصر به فرد و آن همه شعور و درایت در بازی می توانست از پس یکی از دشوار ترین و پرچالش ترین نقش های تاریخ سینما برآید؟…و جوابی نمی یابم.

  3. قنوات می‌گه:

    هادی عزیز سلام. چند روزی را سفر بودم و نتوانستم مطالبت را بخوانم. از امروز این کار را از سر خواهم گرفت. از اینکه گفته ای در یک سال گذشته هر روز یک مطلب نوشته ای، هم خوشحال شدم و هم حسودیم شد. هرچند تعجب نکردم. کارت و بارت مستدام باد.

  4. [...] و چند ماه پیش در مورد فیلم پرواز برفراز آشیانهء فاخته نوشتم: بلی؛ اگر الهام‌دهنده باشید بالاخره کسی پیدا می‌شود [...]

دیدگاهتان را بنویسید

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License