در دستت چیست؟
امروز سالروز تولد دوست عزیز و خوبم، سرکار خانم مون بود. مون دوست مهربانی است که برای ادامهدادن این وبلاگ همیشه به من انگیزه داده، چون خوانندهی پر و پا قرص مجازی بودن است و تمام آن را خط به خط و با دقت خوانده است. حتی گاهی سوابقی را به من یادآوری میکند که در خاطرم نمانده است.
مون امسال یکی از بهترین هدیههای تولد را برای من فرستاد – تابهای بسیار ممتاز که در آشپزی عصای دستم شده است. من نیز میخواهم مطلب امروز را با فروتنی به او هدیه کنم؛ ترجمهی آزاد بخشی از سخنان ریک وارن در تد:
موسی به صحرا شد و بوتهی شعلهور را دید. خداوند با او سخن گفت، از جمله پرسید: «موسی؛ در دستت چیست؟». یکی از مهمترین سوالهایی که ممکن است از انسان بشود؛ «در دستت چیست؟». موسی گفت: «این چوب من است». چوبی که چوپانها در دست میگیرند. خداوند به او گفت: «چوب را به زمین بینداز». موسی چوب را به زمین انداخت و چوب تبدیل به مار شد. خداوند به موسی فرمان داد که «بردارش!» زمانی که موسی مار را برداشت دوباره چوبی در دست داشت.
هنگامی که این روایت را خواندم، با خودم فکر کردم که منظور چیست. اول این که معلوم است که خداوند برای قدرتنمایی معجزه نمیکند. دوم این که اگر خداوند سوالی بکند، پیشاپیش پاسخ را میداند. بنابر این هدف از پرسیدن بهرهی انسان است، نه بهرهی خودش. خداوند پرسید که «در دست تو چیست؟» و در دست موسی چوب شبانی بود. این چوب نشاندهندهی سه چیز در زندگی موسی بود: حرفهی چوپانی او را نشان میداد، به نوعی نشانی از هویت او. همچنین نمادی بود از منبع درآمد او، دار و ندار موسی گلهای گوسفند بود. دست آخر این که چوب تاثیرگذاری موسی را نیز نمایش میداد، چون یکی از کارهایی که با چوب انجام میداد هدایت گوسفندان بود. خداوند از موسی خواست که نشان هویت، درآمد و تاثیرگذاریاش را بر زمین بیندازد. خداوند میخواست به او نشاندهد که اگر اینها را بر کناری بیندازی من تبدیل به چیزیشان خواهم کرد که هرگز تصورش را نکردهای. اگر با ماجرای موسی آشنا باشید میدانید که بعدا تمام معجزاتش با همین عصا انجام شد…
مون تولدتان مبارک! امیدوارم عمر مبارکی داشته باشید و از خود بپرسید که «در دستم چیست؟».

دوست مهربان و خوبم ممنون واقعن از این هدیه ی گران قدر . نمی دانم چه باید بگویم . فقط بگویم که در تمام زندگی هدیه ای به این خوبی دریافت نکرده بودم . باز هم ممنون از این که من را قابل دانستید .
تولدشون مبارک
من از این فرصت استفاده می کنم و تولد ” مون” را به ایشان تبریک می گویم.
( بارها سعی کردم در وبلاگ ایشان چیزی بنویسم اما اپلود نشد)
تولدتان مبارک.سلامت و شاد باشید
مون عزیز تولدت مبارک