در جستجوی سامان

نوشته شده توسط , دی ۳۰, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

اگر روزی دوازده تا پانزده ساعت کارکردن را موجب شلوغ‌بودن سر ارزیابی کنید، می‌توان گفت سر من مدتی است کمی شلوغ است. البته کلا خوشحال  و شکرگزار هستم که کاری هست و توانایی‌ای انجام دادن‌اش. این را فقط گفتم که عذرخواهی‌ام برای نامنظم یادداشت‌گذاشتن در این‌جا موجه به نظر برسد.

مثل همیشه ممنون که می‌خوانید.

شیری در ائتلاف با شغال‌ها

نوشته شده توسط , دی ۲۹, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

شیرشاه والت دیزنی را دیده‌اید؟ برادر نالایق و لش پادشاه در این وهم است که با به دنیا آمدن شاهزاده حق مسلم سلطانی او به باد رفته است، و موضع‌گیری‌ها آغاز می‌شود. او برای کشتن برادر با شغال‌ها ائتلاف می‌کند، این قیمتی است که برای سلطنت نامشروع باید داد. قصه روایتی از هملت شکسپر است. گرچه کشتن برادر به طمع جایگاه‌اش چیزی است که در تاریخ زیاد دیده‌ایم.

خلاصه می‌خواستم بگویم که در چند ماه اخیر آهنگ «آماده باشید» – که برای شیرشاه ساخته شده است – را زیاد گوش می‌دهم. یادتان هست از متن نوشته شده برای این آهنگ؟

I know that your powers of retention
Are as wet as a warthog’s backside
But thick as you are, pay attention
My words are a matter of pride
It’s clear from your vacant expressions
The lights are not all on upstairs
But we’re talking kings and successions
Even you can’t be caught unawares

So prepare for a chance of a lifetime
Be prepared for sensational news
A shining new era
Is tiptoeing nearer…

قفس روح

نوشته شده توسط , دی ۲۸, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

بدن‌های افراد را با خودشان عوضی می‌گیریم، حتی بدن‌های خودمان را به اشتباه خودمان می‌پنداریم. و حتی در این گمان اشتباه هم با بدن‌ رفتار مناسبی نداریم.

فایده روزن

نوشته شده توسط , دی ۲۷, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

هر از گاهی روی کارهای یک نفر متمرکز می‌شوم، این روزها نوبت لئونارد کوهن است. برای همین دو هفته قبل از یکی از آهنگ‌هایش یاد کردم. امشب که داشتم در خیابان راه می‌رفتم  و ناگهان این قسمت آهنگ Anthem را متوجه شدم:

There is a crack in everything
That’s how the light gets in.

زیبا نیست؟ از آن‌دسته از چیزهایی که این روزها بهش خیلی نیاز داریم.

انواع مهارت

نوشته شده توسط , دی ۲۶, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

در یکی از محیط‌های کاری صحبت شد از این‌که چه کسانی از رفتار من خوش‌شان نمی‌آید. پاسخ دادم: «من این‌جا نیامدم که کسی ازم خوش‌اش بیاید؛ آمده‌ام که کارهایی که مربوط به من می‌شود را بهتر کنم».

البته خوب است که آدمی مهارت‌های گوناگون داشته باشد، و خوب است که محبوب القلوب باشد. ولی خب نمی‌توان همه‌ء مهارت‌ها را از یک نفر انتظار داشت.

دوستانم

نوشته شده توسط , دی ۲۵, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

شما خوبید؟ امرتان می‌گذرد؟ یادتان باشد که ما فقط همدیگر، باورها و امید را داریم و همین‌ها کافی است که بتوانیم بایستیم.

فیلمی هست به نام «آزادی از آن ماست»، و فیلم دیگری هست به نام «گزارش اقلیت» (اولی را ندیده‌ام اما دومی را چرا). اسم‌های محشری دارند، نه؟

تشکر

نوشته شده توسط , دی ۲۴, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸

اگر هنر نبود، تنگهء اوقات سخت را خرد کردن به مراتب دشوارتر بود.

ممنونم امینم.

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License