نسخهای از رابین هود
چیزی به ذهنم رسیده است:
در دنیا نیازمندهای فراوانی وجود دارند که وظیفهء انسانی ما کمک به آنهاست. بعضی از ما این وظیفه را فراموش کردهایم و یکسر مشغول روزمرهگیهای زندگی شدهایم (مثال بارز خود نگارنده است). از طرفی کسان زیادی هستند که ممکن است به مهارتهای ما نیاز داشته باشند، نیاز از نوع خرد و غیر کاری. مثلا کاری از ما میخواهند که معمولا برای انجام دادناش مزدی پرداخت نمیشود. با خودم فکر کردم چطور میشود که مزدهای ناچیزی برای این کارها بگیریم – با ذکر اینکه برای مقصود خیری است – و جمعآوری کنیم و به مصرفی که صلاح میدانیم، برسانیم. مثلا کسی از من بخواهد که عکسی از او بگیرم، من کسری از دستمزد رایج را طلب کنم و بگویم لطفا این مبلغ را به نیت خیر بپردازید، احتمالا خیلی از افراد حاضر به پرداخت چنین مبلغی هستند.
ممکن است این فکر خام باشد، یا از انجامدادناش احساس شرم کنیم، اما به نظرم جای فکر کردن و اجرا دارد.
