نوشته های برچسب شده:تن‌آدمی

بی‌۱۲

نوشته شده توسط هادی, ۲۷ آبان ۱۳۸۸

ای کسانی که چندان علاقه‌ای به تناول مردار ندارید و در ضمن از عواقب فقدان ویتامین بی‌۱۲ نگرانید؛ کفیر بنوشید تا رستگار شوید!

پاک‌سازی روان

نوشته شده توسط هادی, ۲۵ فروردین ۱۳۸۸

رژیم‌های غذایی خاصی هست که می‌گویند پس از رعایت دوره‌ای از آن بدن پاکسازی – اصطلاحا سم‌زدایی – می‌شود. در بعضی از این رژیم‌ها استفاده بهداشتی و پوشاکی از ترکیبات شیمیایی هم منع می‌شود، چون طراح یا طراحان آن بر این باورند که بدن ما برای مواجهه با این همه مواد شیمیای طراحی نشده است.

سال‌ها پیش اما رژیمی دیدم که برای پاک‌سازی ذهن و روحیه بود. در آن فقط یک دستور داده شده بود: به مدت ده روز از هر گونه فکر منفی جلوگیری کنید، و تاکید شده بود که مثلا اگر بیش از مدت کوتاهی (مثلا چند ثانیه) به افکار منفی فرو رفتید، رژیم را دوباره باید شروع کنید… من هیچ گاه این رژیم را شروع نکردم. به نظرم آمد که کار بسیار دشواری است.

این روزها به فکر افتاده‌ام که چنین پاک‌سازی‌ای برایم لازم است، اما همچنان جرات شروع رژیم مذکور را ندارم.

برادر مرگ

نوشته شده توسط هادی, ۱۷ فروردین ۱۳۸۸

خوابیدن آرام به مقدار کافی یکی از توصیه‌های مهم برای سالم ماندن است، البته نظرات متنوع و گاه متضاد علما بر سر معانی کافی و آرام تنور بحث خواب را نیز داغ کرده. اما من همیشه از کثرت ساعات خوابم افسوس خورده‌ام، به نظرم آمده که «یک سوم عمر این طور می‌گذرد، چه بد!». در جوانی شب بیدار و روز خواب بودم، اما دوران سربازی این عادتم را عوض کرد. شب تمرکز، سکوت و تنهایی گرم خاصی دارد که هنوز برایم جذاب است. البته از آن طرف بیدار شدن در سحرگاه نیز تجربه‌ای بسیار جالب است و سرزندگی خاصی به همراه می‌آورد.

گاهی می‌بینم که افرادی کم‌خواب یا بدخواب هستند و با خودم فکر می‌کنم «چه خوب، به همه کار می‌رسند!»، اما متوجه می‌شوم که در اغلب ساعت‌های بیدار خوابی آشفته هستند و عملا کار چندانی نمی‌کنند. البته گاهی افراد بعد از دوره‌ای بیدار خوابی دچار عارضه‌های روحی و جسمی جدی‌ای می‌شوند، با این همه من گاه می‌نشینم و حساب می‌کنم که اگر یک ساعت از خوابم کم شود، چه می‌توان کرد، اگر دو ساعت… بعد به فکر فرو می‌روم که چرا من کم‌تر خواب‌هایم یادم می‌ماند و چرا هیچ گاه از این خواب‌های رویایی دلپذیر ندیده‌ام؟

مطمئن نیستم، اما به نظرم بیشتر خوانندگان این‌جا هم با خواب و ساعات خواب حکایت دارند، این را از روی زمان‌های بازدید و نظرات می‌گویم.

ضربهء پنهان آی‌پاد

نوشته شده توسط هادی, ۴ اسفند ۱۳۸۷

اتیموتیک ای‌آر۴ یکی از بهترین گوشی‌های درون گوشی ارزیابی می‌شود، اما گران است

ای کسانی که با دستگاه‌های پخش موسیقی دیجیتال سر و کار دارید! بدانید که اگر احتیاط نکنید گوش‌های شما در معرض آسیب‌های جدی است، و آسیب شنوایی هم با علم امروز قابل درمان نیست.

دستگاه‌های پخش موسیقی همراه معمولا گوشی‌های بدی به همراه دارند، بدترین این‌ گوشی‌ها گمان کنم گوشی آی‌پاد اپل است. گوشی‌ آی‌پاد به شکل گل و گشادی به گوش استفاده‌کننده بند می‌شود و از شنیدن صدای محیط جلوگیری نمی‌کند، بنابر این معمولا شنونده صدای دستگاه را بالا می‌برد تا بتواند درست بشوند، غافل از این که صدای محیط و صدای بسیار بلند دستگاه دست به دست هم می‌دهند و در طول زمان حساسیت گوش او را به شکل قابل توجهی پایین می‌آورند. همان طور که ذکر شد، بدبختانه این عارضه به هیچ شکلی قابل درمان نیست.

برای جلوگیری از این عارضه سه کار باید کرد:
الف. مدت زمان استفاده از این‌ دستگاه‌ها را به روزی کم‌تر از یک ساعت رساند.
ب. صدای دستگاه را هیچ‌گاه از شصت درصد کل توان خروجی بالاتر نبرد.
ج. از گوشی‌های مرغوبی استفاده کرد که در مجرای گوش محکم می‌شوند و تا حد زیادی صدای محیط را کم می‌کنند. این‌ گوشی‌ها نوعا گران هستند (بیش از پنجاه هزار تومان) اما به نظر من ارزشش را دارند. شور، اتیموتیک، آلتیمت ایرز و اپل انواع مختلف این گوشی‌ها را عرضه می‌کنند.

چرا گیاه‌خوار شدم؟

نوشته شده توسط هادی, ۱۶ بهمن ۱۳۸۷

حدود دو ماه پیش، فرهاد جعفری در وب‌سایت‌اش مطلبی با عنوان انتخاب هادی منتشر کرد. خلاصه آن مطلب این بود: کسانی حق اعتراض به وضع موجود دارند که دامن خود را از شائبه‌ها پاک نگه ‌دارند و در این راه حتی حاضر شوند در نظام غذایی خود تغییراتی دهند. بعد هم اشاره‌ای شده‌ بود به گیاه‌خوار شدن من. فرهاد از خواننده‌هایش پرسیده بود «به‌راستی کدام‌مان «دهانش را خواهد دوخت تا ایمانش را نفروشد»؟! یا کدام‌مان «ذائقه‌اش را تغییر خواهد داد تا اصالت و نجابتش را نفروشد»؟!… چند درصدمان؟!». آن روزها در بارهء حسن نظر فرهاد چیزی ننوشتم، شاید چون فکر می‌کردم که شائبهء نان قرض‌دادن دو دوست قدیمی به هم پدید آید. اما تصمیم گرفتم زمانی که مدت مناسبی از دوران گیاه‌خواری گذشت و این تصمیم به ثبات نسبی رسید، توضیحاتی در مورد چرایی آن بدهم:

۱. ممکن است خرج خوراک یک گیاه‌خوار از یک گوشت‌خوار بالا بزند. یک گیاه‌خوار افراط‌کار و بی‌ملاحظه می‌تواند به اندازهء هم‌اخلاق گوشت‌خوارش خرج غذا داشته باشد. خلاصه که با توجه به گرانی آجیل، خکشبار و میوه، گیاه‌خواری چندان ارزان نمی‌افتد (البته دلیلی ندارد که افراد روزی نیم‌کیلو آجیل در برنامهء غذایی‌شان بگنجانند).

۲. اگر چه کم‌خرج بودن یک آدم در دنیای امروزه صفتی بس پسندیده است، اما گیاه‌خوار شدن من فقط به قصد کم‌خرج بودن مالی نبوده است. به نظرم یک گیاه‌خوار از سه نظر می‌تواند کار خود را توجیه کند:
الف. گیاه‌خوار با زمین و منابع آن مهربان‌تر است. برای تهیهء یک کیلو گوشت منابع بیشتری از زمین مصرف می‌شود تا برای تهیهء مقدار متناسبی غذای گیاهی با خواص مشابه. در نظام تهیهء گوشت آسیب‌های جدی و گوناگونی به زمین و منابع آن وارد می‌شود.
ب.
گیاه‌خوار به سلامت جسم خود توجه بیشتری دارد. گرچه امپراطوری‌های تولید و توزیع گوشت و مواد پروتئینی مطالعات فراوانی تدارک می‌بینند تا به مصرف‌کنندگان بباورانند که «اگر گوشت نخورید، اوضاع سلامت‌تان به خطر می‌افتد»، اما مطالعات مستقل نشان می‌دهد که مضرات استفاده از گوشت (خصوصا نوع قرمز آن) تقریبا قطعی و جدی است.
ج. گیاه‌خوار با حیوانات مهربان‌تر است. مدارک مستند و معتبر نشان می‌دهد که حیواناتی که در مقیاس برای تغذیه آدمیزاد پرورش داده می‌شوند، رنج زیادی می‌کشند و با بی‌چارگی رفتار وحشیانه آدم‌ها را تحمل می‌کنند. هیچ گاه از یاد نمی‌برم که گوردون رمزی – آشپز بزرگ بریتانیایی که از مخالفان سرسخت گیاه‌خواری است – در یکی از برنامه‌های مستند تلویزیونی‌اش به دیدن یکی از مراکز پرورش حیوانات رفته بود و بعد از آن با چهره‌ای بسیار گرفته گفت که «با دیدن این صحنه‌ها درک می‌کنم که چرا بعضی آدم‌ها گیاه‌خوار می‌شوند». به یاد داشته باشید که هر روزی میلیون‌ها لیتر خون به زمین می‌ریزد که ما آدم‌ها شکم‌مان را پر کنیم،  وغذایی که به قیمت ریختن خون تهیه شود در حال حاضر به نظر من چندان جذاب نمی‌آید.

همان طور که می‌دانید من علاقهء خاصی به آشپزی داشتم و از علاقمندان سرسخت چلوکباب به شمار می‌آمدم، تصویر بعضی از غذاهای گوشتی‌ای که می‌پختم هنوز در این وبلاگ هست و برای اولین بار باید بگویم که یک رستوران معتبر و مشهور از من دعوت به کار کرد که به علت اصلی باور به گیاه‌خواری نپذیرفتم. اما با توجه به سه محوری که در بالا به شکل خلاصه توضیح دادم‌شان، ترجیح دادم که دست از گوشت‌خواری بکشم.

توصیه نمی‌کنم که حتما گیاه‌خوار شوید، اما به قوت توصیه می‌کنم که در مورد غذایی که به دهان می‌گذارید، فکر کنید.

آب و آقای آب

نوشته شده توسط هادی, ۱۳ دی ۱۳۸۷

قطره آب، عکس از about.com

وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ
قرآن کریم – سورهء
الانبیاء - آیهء۳۰

همهء ما چیزهایی در ضرورت نوشیدن آب کافی شنیده‌ایم. می‌گویند که هفتاد درصد بدن آدم بالغ را آب تشکیل می‌دهد. آب تمیز کنندهء بدن آدمی است و سموم بدن در آن حل و دفع می‌شوند… این گفته‌ها هم مانند بیشتر گفته‌های صحیح و مهم، چندان گوش شنوایی ندارد. با دقت در عادت‌های نوشیدن اطرافیانم، بسیار کم‌ دیده‌ام که کسی خود را مقید به نوشیدن آب کافی کند. شاید عبارت مقید به نوشیدن آب به نظر عجیب بیاید، اما نکته این‌جاست که بدن در مورد نیازش به آب راست نمی‌گوید. برای همین افراد گمان می‌کنند زمانی باید آب نوشید که حس تشنگی داشت. این عقیده‌ای بسیار اشتباه است. بدن در طول شبانه روز آب زیادی از دست می‌دهد. تنفس، تعریق و ادرار شناخته‌شده‌ترین راه‌های دفع آب هستند. متاسفانه خیلی از افراد به فکر جایگزینی این مقدار آب نیستند و به این ترتیب به بدن‌شان لطمه می‌زنند و عاقبت خود را بیمار می‌کنند.

دکتر فریدون باتمانقلیچ محقق و دانشمندی ایرانی است که در سال‌های اول انقلاب به زندان هدایت شد. او از خانوادهء دولتمند سرشناسی بود که دارایی‌ها و اسم و رسمی داشتند، بنابر این احتمال این می‌رفت که عنصر نامطلوبی باشد. او در زندان به جای زانوی غم به بغل گرفتن، پس از مشاهده‌ء وضع سلامت زندانی‌های دیگر، نسبت به کارکرد آب در بدن کنجکاو شد و در این باره به تحقیقات گسترده‌ای دست زد. ظاهرا مقامات ارشد از تحقیقات او باخبر و متوجه شدند که او آدم بدی نیست،  بنابر این او را از زندان آزاد کردند. دکتر باتمانقلیچ پس از آزادی به ایالات متحده رفت و مطالعات گسترده‌ای در مورد نقش آب در بدن آغاز کرد. در اواخر دهه‌ء شصت خورشیدی کتابی به زبان فارسی در ایران منتشر کرد، به نام خود درمانی با آب. به خاطر دارم در همان‌ سال‌ها تلویزیون دولتی ایران با او گفتگوی مفصلی ترتیب داد و دکتر بدون هیچ کینه و عداوتی در برنامه حاضر شد و برای بینندگان از اهمیت نوشیدن آب گفت.

دکتر باتمانقلیچ پس از بیست و پنج سال مطالعه به این نتیجه رسیده که موجب بسیاری از بیماری‌ها و عوارض ناگوار بدن، کم آبی است. او در شعاری می‌گوید «آب بنوشید، درمان نکنید». وی در نظری انقلابی حتی علت اصلی انواع بیماری سرطان را کم‌آبی بدن می‌داند. بدبختانه با وجود اعتبار محکم دکتر، آراء او قربانی رویکرد تجاری به سلامت شده است. (در مورد این رویکرد گفتنی زیاد است که انشالله در مطالب آینده خواهم گفت).

برای اطلاعات بیشتر سری به سایت وب رسمی دکتر فریدون باتمانقلیچ بزنید. خصوصا از شنیدن گفت‌وگوی او با آنتونی رابینز، که از سایت قابل دریافت است، غفلت نکنید.

افسانهء پروتئین

نوشته شده توسط هادی, ۳۰ آبان ۱۳۸۷

هیچ کس به درستی نمی‌داند نیاز واقعی بدن به پروتئین چقدر است. دکتر مارک هگستد استاد سابق علم تغذیه در دانشکده پزشکی هاروارد می‌گوید «به‌نظر می‌رسد که اغلب افراد انسانی می‌توانند خود را با هر نوع پروتئین (گیاهی و حیوانی) سازگار نمایند». [...] آکادمی ملی علوم آمریکا می‌گوید که برای مردان بالغ مصرف ۶۵گرم پروتئین در روز ضروری است. [...] ما با آن‌ها تماس گرفتیم و پرسیدیم که چطور به رقم ۶۵ رسیده‌اند. در واقع مدارک مستند و کتبی‌ آن‌ها، رقم ۳۰ گرم را نشان می‌داد، ولی ۶۵ گرم اعلام کرده بودند. در عین حال اظهار نظر کرده بودند که مصرف بیش از حد مواد پروتئینی به دستگاه دفع ادرار کار سنگینی را تحمیل و آن را خسته می‌کند. پس به چه دلیل مصرف پروتئین را بیش از حدی که خودشان قبول داشتند توصیه کرده بودند؟ این آکادمی هنوز به ما جواب قانع کننده‌ای نداده است. آن‌ها فقط به ما گفتند که چون قبلا مصرف پروتئین را ۸۰گرم اعلام کرده بودیم و وقتی خواستیم آن را کاهش دهیم صدای مردم درآمد! [...] صدای چه کسی درآمده است؟ [...] سر و صدای آن عده‌ای در آمده است که از راه تولید و فروش محصولات و مواد پروتئینی نان می‌خورند.

به سوی کامیابی/ آنتونی رابینز/ مهدی مجردزاده‌ء کرمانی/ ۱۳۷۲

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License