اول مهر که میشود، تهراننشینها خود را آمادهء ترافیک سنگین ساعت حدود پنج تا حدود هشت میکنند. امسال اما قضیه متفاوت است: در بسیاری از خیابانها هزارپاهایی دراز از خودرو تشکیل میشود. امشب در انقلاب سر حجاب ایستاده بودم و قصد پل چوبی را داشتم، بعد از لحظاتی مکث متوجه شدم سریعترین روش رسیدن به مقصد پیادهروی است! در بیشتر نقاط کلیدی مسیر شاهد ترافیک سنگینی بودم. این وضع شبهبحرانی در حالی جریان دارد که میگویند مدیران شهرداری تهران مدام در پی تدبیر و راهکار هستند. اما به نظر میرسد که دلسوزیها و زحمات آنها به پزشکان حاذقی میماند که میخواهند یک بیمار بدحال را به ضرب انواع اقدامها، زنده نگهدارند.

امشب از شما خواهش میکنم به عکسها و توضیحات پل فوسکو، عکاس مگنوم، در مورد میراث چرنوبیل نگاه کنید و گوش دهید.
اگر اتصالتان کند است، فیلم را بعد از شروع متوقف و صبر کنید که تمام آن دریافت شود. اگر میخواهید عکسها را بدون توضیحات تماشا کنید، به این نشانی بروید.

یادم هست دوستی پس از انتقاد من از اضافه وزن ال گور متعجب شد، شاید با توجه به این که خود من نیز اضافه وزن دارم! برایش توضیح دادم:
او کسی است که سالهاست مجدانه در مورد گرمایش زمین و دیگر بلایای طبیعی ناشی از رفتار نادرست انسان، صحبت میکند و هشدار میدهد. طرفدار انرژیهای سالم است. عضو هیات مدیره گوگل و اپل است (که شرکتهای متفاوت و مطرحی هستند). اضافه وزن غالبا ناشی از کثرت مصرف و زندگی بیتحرک است. بنابر این هر کیلو وزن اضافه برای ال گور – که مدافع عملی چنین ارزشهایی است – مایهء سرافکندگی بیشتر خواهد بود.
اخیرا بر این شدهام که هر چه کمتر از کالای بستهبندی شده استفاده کنم – البته زمانی که انتخاب دیگر و بهتری باشد. حتی یک دور ریختنی کمتر در روز هم مهم است، چون میشود ماهی سی قطعه و سالی…
به نظرم شما هم میتوانید به این انتخاب فکر کنید. زمین در حال تمامشدن است، با آن مهربان باشیم.
برای کشت یک کیلو برنج تا پنج هزار لیتر آب مصرف میشود. حالا بروید و از مسوولان جمعآوری زباله در تهران سوال کنید که در طول روز چند صد کیسهی پلاستیکی حاوی برنج طبخشده در میان آشغالها یافت میشود؟
طعمها تاریخ دارند:
از تحولات خیلی مهمی میگویند و نشان میدهند که بشر با زمین، خاک و خودش چه رفتاری کرده و میکند. طعمها از خیلی چیزها حکایت می کنند. خارج رفتهها و خارج دیدهها می گویند در بیشتر کشورهای مغربزمین میوهها طعم ندارند، در صورتی که خوش ظاهر و چشمگیرند. معدود کسانی که آگاهانه در آن دیار زندگی میکنند، کمابیش می دانند که چه معاملهای با خاک شده که رستنیها طعم باختهاند. در زمانهء اشاعهء اندیشهء «بکش و خوشگلم کن (+ که خوب فروش روم)»، میوهها هم به چنین حال نزاری میافتند.
در بندرعباس کم آب، خوشطعمترین میوه ها را چشیدن شاید عجیب باشد. اما معترفم که بهترین پرتقالهایی که در عمرم خوردهام، محصول میناب بوده است. طی این سفر هم انجیرهایی با طعم بسیار عالی خوردم، خرمای حاجی آباد هم خوب است.
چون از کشاورزی چیز درستی نمیدانم، خیال میکنم علت این طعمهای جادویی شاید کمبود آب باشد. آب زیاد در کنار کشاورزی جدید رمق زمین را میکشد، تا جایی که چیزی برای انتقال به گیاه نمیماند.

دوستم امیر مدتها بود که از قصدش برای سفر به شهر لریک صحبت میکرد (نقشه). زمانی که به لریک رسیدیم، آن را غرق در مه دیدیم. مسافرخانهای یافتیم و بعد راه افتادیم به قصد دیدن اطراف…
مشخصات: کانن پنجدی با لنز هفده تا چهل میلیمتری (در چهل) ۴ + فیلتر یووی اشنایدر/ سرعت ۱:۶۰ با اف ۴/ حساسیت ۴۰۰٫

رانندهای که ما را از شهر لریک به لنکران میبرد، این آبشار کوچک اما زیبا را نشانمان داد.
مشخصات: کانن پنجدی با لنز هفده تا چهل (در سی و چهار) ۴ + فیلتر پلاریزه اشنایدر/ سرعت ۰٫۳ با اف ۴/ حساسیت ۵۰٫

در کنار قسمتی از شهر آستارای ایران نشسته بودم، چند مرد در کنار ساحل ماهیهای ریز میگرفتند و به خواهندگان عرضه میکردند. ظاهر ماجرا البته این بود، پیش نرفتم که ببینم چه نوع ماهیای است و چطور به فروش میرسد.
مشخصات: کانن پنجدی با لنز هفتاد تا دویست میلیمتری (در دویست) ۲٫۸/ سرعت ۱:۲۵۰ با اف ۲٫۸/ حساسیت ۴۰۰٫