امشب اپل محصول دورانساز دیگری عرضه کرد: آیپد رایانهای است که برای انسان ساخته شده است. تا کنون انسانها باید خود را با وسایل ورودی اطلاعات – مثل ماوس و صفحه کلید – سازگار میکردهاند ولی آیپد با انسان سازگارتر است. گرچه رایانههای صفحه لمسی چیز تازهای نیستند، اما رایانهای که تمام برنامههایش مخصوص ارتباط لمسی نوشته شده باشد تازگی دارد. آیپد به نوعی تکامل پیدیای (دستیارهای شخصی دیجیتال) به نظر میآید که البته از نظر اندازه هم رشد کرده است. قیمت آیپد بسیار وسوسه برانگیز و مناسب است (حداکثر هشتصد و خردهای دلار) و با توجه به این قیمت مناسب و قابلیتهای نهفته و آشکاری که این ابزار دارد، میخواهم خطر کنم و آینده تابناکی برایاش حدس بزنم!
اگر علاقهمند هستید، حتما فیلم معرفی این محصول را با دقت تماشا کنید.

ای کسانی که با دستگاههای پخش موسیقی دیجیتال سر و کار دارید! بدانید که اگر احتیاط نکنید گوشهای شما در معرض آسیبهای جدی است، و آسیب شنوایی هم با علم امروز قابل درمان نیست.
دستگاههای پخش موسیقی همراه معمولا گوشیهای بدی به همراه دارند، بدترین این گوشیها گمان کنم گوشی آیپاد اپل است. گوشی آیپاد به شکل گل و گشادی به گوش استفادهکننده بند میشود و از شنیدن صدای محیط جلوگیری نمیکند، بنابر این معمولا شنونده صدای دستگاه را بالا میبرد تا بتواند درست بشوند، غافل از این که صدای محیط و صدای بسیار بلند دستگاه دست به دست هم میدهند و در طول زمان حساسیت گوش او را به شکل قابل توجهی پایین میآورند. همان طور که ذکر شد، بدبختانه این عارضه به هیچ شکلی قابل درمان نیست.
برای جلوگیری از این عارضه سه کار باید کرد:
الف. مدت زمان استفاده از این دستگاهها را به روزی کمتر از یک ساعت رساند.
ب. صدای دستگاه را هیچگاه از شصت درصد کل توان خروجی بالاتر نبرد.
ج. از گوشیهای مرغوبی استفاده کرد که در مجرای گوش محکم میشوند و تا حد زیادی صدای محیط را کم میکنند. این گوشیها نوعا گران هستند (بیش از پنجاه هزار تومان) اما به نظر من ارزشش را دارند. شور، اتیموتیک، آلتیمت ایرز و اپل انواع مختلف این گوشیها را عرضه میکنند.

آیفون اپل بازار تلفنهای همراه را عوض کرد. پس از عرضهء اولیهء این گوشی، تمام تولیدکنندگان تلفنهمراه سعی کردند که محصولاتی بسازند که شبیه به آیفون باشد. بنابر این بازار در مدت کوتاهی پر شد از گوشیهای سیاه رنگ با دکمههای اندک و صفحههای بزرگ. مشکل اینجاست که اکثرا سعی داشتند که قیافه را تقلید کنند، و کمتر به روحی که پشت طراحی نرمافزار بینظیر آن وجود داشت توجه میشد.
چند روز پیش که شرکت پالم از دستگاه پالم پری پرده برداشت، بعضی از ناظران ظاهرا متوجه شدند که آیفون حرف آخر نیست، بلکه نقش مهم و خطیر این دستگاه معرفی نسل نویی دستگاههای ارتباطی چند رسانهای و چند منظوره بوده است. پری حامل سیستمعامل و نرمافزارهای کاملا جدید و زیبایی است که در طراحی آنها سعی شده با در نظر داشتن قوتهای آیفون، نقصانهای آن پوشش داده شود. به گمانم به کار گرفتن مهندس دانشمندی به نام جان روبنستین – از مدیران سابق اپل – در تولد پری نقش عمدهای داشته است.
علاقهمندان به فناوری و ابزارهای جدید میتوانند چند فیلم از کارکرد پالم پری را در اینجا ببینند، اگر هنوز ندیدهاند.

در رایانههای همراه فعلی هیچگاه ندیده بودم که باتری سر خود و غیرقابل تعویض به کار رود. اپل سه چهار شب پیش رایانهای با صفحهنمایش (مانتیور) هفده اینچی معرفی کرد که باتری آن سر خود است و توسط کاربر قابل تعویض نیست. تا اینجا اتفاق جالبی نیفتاده و میتوان گفت کاربر دستگاه محدود شده است.
اما سکه روی دیگری هم دارد: عمر کارکرد باتری این دستگاه با یک شارژ کامل هشت ساعت است! هشت ساعت عمر باتری برای لپتاپی که نمایشگر هفده اینچی دارد از پدیدههای دنیای رایانههای همراه است. عجیبتر این که هزار بار میتوان این باتری را شارژ و دشارژ کرد، در صورتی که این رقم به طور معمول سیصد پنج بار است. اپل اعلام کرده که عمر باتری این دستگاه پنج سال است و بعد از آن میتوان با پرداخت ۱۷۵دلار آمریکا باتری را تعویض کرد.

امشب شرکت اپل محصولات جدیدی معرفی کرد: یک نمایشگر و چند لپتاپ.
اپل به حق به طراحی خوب محصول مشهور است. از دومین محصولی که حدود سی سال پیش عرضه کرده (اپل۲) تا آخرین مدلهای آیپاد، همیشه چیزی بوده برای نشاندادن توانایی در طراحی سرآمد. به نظر من حداقل پنج طراحی سختافزاری اپل کلاسیک است و میتوانید در کلاسهای طراحی تدریس شود: مکینتاش، پاور بوک، آیمک، آیپاد و آیفون. دستیابی به این کامیابیهای مهم، افتخاری بس بزرگ است. البته کارنامهء بهترینها هم خالی از نقصان و شکست نیست. چیزی که اهمیت دارد درس عبرتگرفتن از ناکامی است.
نهال طراحی ممتاز در اپل را استیو جابز نشانده است. وقتی از اپل جدا شد با تاسیس شرکت نکست و ساخت کارخانهء عجیبی در کنار آن بار دیگر عشق خود به طراحی و ساخت را نشان داد. همو هنگامی که به اپل بازگشت نیز باز طراحی را اصل قرار داد. آن هم با چه شروع درخشانی: اولین نسل از آیمک بازار مردهء اپل را زنده کرد. تمام محصولات ده سال اخیر اپل به معنی واقعی الگویی برای صنعت رایانه هستند. رقبایی چون سونی (که زمانی خود در طراحی ید بیضاء داشته است) تمام تلاششان را کردند که به اپل برسند و هنوز نرسیدند. این رقابت مسلما برکتخیز بود: شرکتهای با مشاهدهء بازار مدام گسترشیابندهء اپل به خود آمدند و روی طراحی سرمایهگذاری کردند. به عنوان نمونه: جایی خواندم که تعداد افراد گروه طراحیصنعتی شرکت دل در این سالها بیش از پانزده برابر شده است!
اینها را گفتم چون طراحی و ساخت لپتاپهای جدید اپل را مهم میدانم. طراحیهایی پر از جزییات، ساده و خلاق و ساختی با وسواس، مهارت و تیزبینی. همچنین این محصولات در حد اعلا قابل بازیابی هستند و این یکی دیگر از امتیازهای تحسینبرانگیز و مسلمشان است. یکی از زیباترین بخشهای طراحی این دستگاه چیزی است که گروه طراحی مک آن را یونیبادی نامیده است.
Uni body چیست؟
قطعات کمتر در یک رایانهء قابل حمل به معنی وزن، استحکام و اندازهء کمتر است. نظر به این مزیتها، گروه طراحی اپل با استفاده از آخرین دستآوردهای مهندسی و فناوری ساخت آلومنیوم به طراحی یک پارچهای دست یافته است. این طراحی با یک قطعه آلومنیوم آغاز میشود. در چندین مرحله گوناگون این قطعه به یک بدنهی اصلی یک تکه تبدیل شود. مدیران اپل میگویند استاندارها و دقتی که در ساخت این قطعه در نظر گرفته میشود تا کنون در صنعت ساخت رایانه اعمال نشده بوده است. با چنین ساختی اپل توانسته حدود ده درصد از وزن و ضخامت دستگاه را نسبت به مدلهای پیش کم کند و به استحکام و یکپارچگی آن بیفزاید.
سخن آخر
لپتاپهای جدید از محصولاتی هستند که اپلدوستان را سرافراز میکنند. چیزهایی که خواندید فقط برای این نوشته شد که علاقهمندان را به بررسی بیشتر این رایانههای مهم تشویق کند. قابلیتهای ممتاز آنها خیلی بیشتر از چیزهایی هستند که من گفتم. یک مثال واضح ترکپد (صفحهء لمسی که کار ماوس را میکند) شیشهای بدون دکمه…

معمولا خبرهای عمدهی محصولات شرکت اپل را منعکس میکنم و کسی هم چندان استقبالی نمیکند (در مقایسه با استقبال میلیونی و هجوم نفرات و نظرات برای پستهای دیگر!). مجازی بودن یک وبلاگ فنی نیست که افراد برای کسب خبرهای داغ محصولات فنی داغ، به آن مراجعه کنند و خبر فنی در آن مثل پیاز در فرنی به نظر میرسد. اما برای انجام این کار دلایلی دارم:
۱. گاهی جستجوکنندگان فارسیزبان اطلاعات دربارهی محصولات اپل، از گوگل سروکارشان به این جا میافتد. بد نیست که اخبار و تحلیلهای نسبتا بیطرفی برایشان آماده کرد.
۲. اپل شرکتی است بیمانند و گفتمان منحصر به فردی با فناوری دیجیتال دارد که از قضا مورد پسند این نگارنده نیز هست (مدال بعدی از آن گوگل). رقبا هر کاری میکنند، نمیتوانند با محصولات موفقاش رقابت کنند. البته این وضع حاضر است، که حتما تا ابد پایدار نخواهد بود.
۳. به طراحی علاقه دارم. یکی از بهترین طراحهای صنعتی جهان به نام جاناتان آیو در استخدام اپل است. کارهای آیو جز بهترین نمونههای طراحی صنعتی یک دههی اخیر هستند و بعضی از آنها حتی کلاسیک ارزیابی میشوند.
اینها بخشی از دلیلتراشیهای من است برای انعکاس اخبار و علاقه به محصولات اپل.
***
امشب مدل جدید و رعنای آیپاد نانو در نه رنگ، دو ظرفیت افزون شده و دو قیمت کاهش یافته، معرفی شد. بدنهی منحنی آن بسیار نازک است و در ساختش از عناصری استفاده شده که آسیب کمتری به محیط زیست وارد میکند. به نظرم بخشی از گرایشهای محیطزیستی اپل ناشی از حضور متنفذ ال گور در هیات مدیره این شرکت است. یکی از ویژگیهای بامزهی آیپاد نانوی جدید این است: اگر از آهنگی راضی نبودید، آیپاد را تکانتکان بدهید تا آهنگ را رد کند!
آیپاد تاچ نیز جامه نو بر تن کرده، لاغرتر شده و باتری جاندارتری در سینه جا داده است. از سکوی نرمافزاری جدیدی استفاده میکند که برای برای آیفون ۳جی طراحی شده بود و طراحیاش کمی تغییر یافتهاست. در ضمن یک بلندگوی توکار نیز به آن اضافه شده است.
آیپاد کلاسیک نیز در یک مدل ۱۲۰گیگا بایتی معرفی شده، خبری از مدل تپل ۱۶۰ گیگابایتی نیست. تغییر چندانی در آیپاد کلاسیک ندیدم. پیشبینی میکنم آیپاد کلاسیک تا یکیدو سال دیگر کم کم بازنشسته شود.
علاوه بر این سه ارتقا، خبرهای دیگری هم هست: نسخهی هشتم نرمافزار آیتیونز و یک ایرفون توگوشی جدید (این یکی برای من خیلی مهم است و منتظرم نظرات کارشناسان را دربارهی آن بخوانم). آیتیونز را هم دارم دریافت میکنم، اگر قابلیتهایش همین قدر که میگویند، قابل عرض باشد در روزهای آینده گزارشی خواهم داد.

در بیست و سومین روز ماه اکتبر سال ۲۰۰۱ میلادی، شرکت اپل پخشکننده موسیقی دیجیتال آیپاد را به جهان فناوری معرفی کرد. اکثر ناظران و دستاندرکاران به اپل خندیدند و از آیپاد ایرادهای مختلف گرفتند. قیمت چهارصد دلاری، چرخ کنترل غریب، باتری درونی و ناسازگاری با ویندوز مکررا در انتقادها تکرار میشد. آیپاد گیرندهی رادیویی نداشت، صدا ضبط نمیکرد، گران قیمت بود، عمر باتری چشمگیری نداشت و کیفیت صدایش نیز چندان خوب نبود.
در نهم آوریل سال ۲۰۰۷ میلادی، اپل اعلام کرد که صد میلیون آیپاد فروخته است. چه اتفاقی افتاده بود!؟
آیپاد یک ویژگی خیرهکننده داشت: ساده و کارآمد بود. استفادهکننده بعد از دقایقی سر و کلهزدن از آن سردرمیآورد و کارش را به خوبی راه میاندازد. این ویژگیهایی است که هر طراحی خوبی دارد. مثل فندک زیپو که طرحش انگار از روز اول عرضه تا به حال کارا و بدون تغییر باقی مانده است. جالب است بدانید که تا به حال نزدیک نیم میلیارد فندک زیپو ساخته شده است. طراحی خوب ساده است، و رسیدن به سادگی دشوار است. اما هنگامی که محصول با استقبال عام روبهرو شود، خستگی این دشواری از تن درمیآید.
سادگی خریدار دارد.