
با سلام و احترام خدمت مدیریت سایت جناب اقای هادی یکی از هنر جویان من تماسی با من گرفته بود ودر خصوص مطالبی ادرس سایتی را داده بودند که اقایی مطالبی درخصوص شما نوشته مطالعه ای کردم چیزهایی عنوان کردی و نوشته ای مطالبی که گویا مربوط به شما بوده در سایت من نوشته شده اولا مطالب شما به چه درد من میخوره اون مطالب( به عنوان تست بوده) مسئول پشتیبانی سایت من به خاطر به هم ریختگی صفحات کپی کرده بوده و پیش خودش خواسته مطالب مرتبط با آشپزی کپی کرده باشد جای تاسف است برای شما بزرگوار که عجولانه مثل یک بچه ۱۴ ساله و تازه کار آشنا به وبلاگ نویسی.
اگرمطلبی مربوط به وبلاگ شما بوده می توانستید با یک تلفن یا پیغام اطلاع دهید روزانه هزاران نفر از سایت من دیدن می کنندو مطالب منو کپی می کنند بازهم دست اونها هم درد نکنه و بنده هم بیش از ۳۰ ساله که در این رشته فعالیت دارم رشته ام هم کامپیوتر این حرفها نیست واین مطالبی هم که شما لطف کرده اید در خصوص بنده نوشته اید دستتون درد نکنه مرسی امیدوارم موفق باشید و هرچی هم دوست دارید بنویسید آزادی راحت باش کل آدرس و تلفن های منو دارید ولی می توانید مرد باشید حداقل یک تلفن یا آدرس از خودت بدهید ویا مثل یک مرد یا بیایید و حرفهاتونو بزنید هرچی هم دوستانتون دلشون می خواهد بنویسند دست اونها درد نکنه
بدرود
این متن در ارتباط با مطلب پرسونا به نام و امضای جناب آقای فرهود زعفری هشجین پای یک مطلب نسبتا قدیمی مجازی بودن گذاشته شدهاست. لازم میدانم در این رابطه چیزهایی را متذکر شوم:
۰٫ برای اطمینان خاطر از هویت نظردهنده، به پستالکترونیکی رسمی آقای زعفری نامه زدم و از اصالت نظر جویا شدم. ایشان تایید کردند که نظر از طرف شخص خودشان ارسال شده است. به زودی خواهید دانست که آقای زعفری با تایید این مطلب از چه نکتهء مهم دیگری پردهبرداشتهاند. اهل فن میدانند که یک رایانهء متصل به شبکه اینترنت، مشخصاتی دارد که هویت آن و صاحبش را مشخص میکند. چند ساعت بعد از نظرگذاری آقای زعفری کسی با همان نثر و همان اتصال سخنان ناشایستی در قسمت نظرات مجازی بودن منتشر کرده است. برای مزید اطمینان تصویری از بخش نظرات مجازی بودن را در زیر میبینید (شمارهء آیپی مشابه با رنگ زرد مشخص شده است):

۱٫ در مطلب پرسونا حدس زده بودم که «ممکن است که مبادرتکننده به کار خود نامهایی از قبیل تالیف، گردآوری یا چیزهایی مثل این دهد. شاید ادعا کند که گردانندهء سایت بدون اطلاع وی این کار را کرده…». عجیب است که آقای زعفری هم اعلام کردهاند که این کار، کار مسوول پشتیبانی سایت ایشان و علت انجام کار هم در هم ریختگی صفحات بوده است (!؟). ظاهرا حدس پیشینم به یقیین پیوست.
به نظر میرسد که آقای زعفری به موضوع لحن نثر – که چون اثر انگشت نویسنده متن را مشخص میکند – بیتوجه هستند. مثلا با کمی دقت معلوم میشود که «مساحبه ویژه با هستون بلومنتال انگلیسی فاش شد» و «بستنی آینده را فاش میکند» شباهت خاصی به هم دارند. جای بسی تاسف است که بگویم نثر آقای زعفری در متن اعتراضشان شباهت عجیبی دارد به نثر کسی که به اسامی مختلف دشنام و ناسزا منتشر میکند. بیاعتنایی به نقطهگذاری، جملات ناقص و مطرح کردن مطالب مختلف بدون وفقه و جداسازی قسمتی از این شباهتهاست.
۲٫ آقای زعفری گفتهاند که یکی از هنرجویانش خبر درج مطلب پرسونا را به وی اعلام کرده است. غافل از این که مجازی بودن، روزنامهی همشهری نیست و بازدیدکنندگان معین و مشخصی دارد. از آنجایی که سه برنامه به شکل موازی بازدیدهای مجازی بودن را تحلیل میکند، کاملا میتوان پیگیری کرد که هر کس از چه مسیری به آن راهپیدا کرده است. در صورت لزوم در آینده خواهم گفت که چرا باور دارم هنرجوی ایشان باید کسی باشد که دشنامهای زیر آن مطلب را به قلم آورده است، کسی که به سایتها و وبلاگهای آقای زعفری هشجین دسترسی کامل دارد.
۳٫ آقای زعفری مدعی شدهاند که سایت ایشان هر روز «هزاران» بازدیدکننده دارد و در عین حال گفتهاند که از کامپیوتر سررشتهء چندانی ندارند. برای روشن شدن ایشان میگویم که مطابق آمار بازدید رسمی سایت که در لحظهء نوشتهشدن این مطلب باز است، تعداد بازدیدکنندهء سایت در بیشترین حالت ششصد نفر است! این در حالی است که نرمافزار آمارگیری مورد استفاده قادر نیست که تعداد بازدید کنندهء منحصر به فرد را نمایش دهد، یعنی ممکن است یک نفر سه دفعه مراجعه کند و هر بار به آمار بیفزاید. تصویر آمار سایت ایشان هنگام نوشته شدن این مطلب در زیر میبینید، بخش آبی رنگ نمایانگر تعداد بازدیدکنندگان است:

۴٫ ایشان هیچ توضیحی ندادهاند که جریان عکس مشترک با گوردون رمزی چیست. در صورتی که بر مستند بودن عکس اصرار دارند، میتوان صحت تصویر را از شخص گوردون رمزی یا کارگزار او کتبا استعلام کرد. البته نظر میرسد که نیاز چندانی به استعلام نیست چون اصل عکس در اینجا مندرج است (و این جا). اما آقای زعفری با سرسختی ادعا دارند که اصل این عکس در روسیه (؟) و با حضور ایشان گرفته شده است. البته به نظر میرسد ایشان در این دو روز به غیر از کامنتگذاری، کارهای دیگری نیز انجام دادهاند: قسمت «رزومهء مدیریت» سایت وی تغییرات بسیار کرده و عکسهای و ادعاهای مشکوک به شکل مرموزی ناپدید شدهاند، اما گوگل نشان میدهد که قبلا در این بخش چه مطالبی درج شده بود.
همچنین در مکاتبهای که با آقای زعفری داشتم، ایشان وبلاگ دروغهای ایران شف را به من نسبت دادند. با وجودی که مطالب وبلاگ یادشده بسیار روشنگر و خواندنی است، من در نوشتن و ساختن آن هیچ نقشی ندارم و نداشتهام. آقای زعفری در مورد تردیدهایی مستندی که این وبلاگ نسبت به ادعاهای ایشان ابراز کرده، سکوت کامل پیشه کردهاند.
۵٫ نمیدانم چرا آقای ایران شف اصرار دارند که شمارهء تلفن و نشانی مرا یافت کنند. سایت من محل فروش خدمات و کالا نیست که نیاز به درج شماره باشد، در ضمن ارتباط شمارهء تلفن دادن و مردانگی (؟) نیز بر من مشخص نشد. این سایت با نام واقعی و نشانی پستالکترونیک من منتشر میشود، مشخصات بیشتری از من نیز در شبکههای معتبر اجتماعی وب موجود است، شمارهء تلفن دادن دیگر چه محلی از اعراب دارد؟
۶٫ کسی که کامنتهای توهینآمیزی و حاوی دشنام خطاب به خوانندگان مجازی بودن منتشر میکند بهتر است بداند که در نظام قضایی ایران بخشی برای رسیدگی به جرایم اینترنتی وجود دارد. اعلام میکنم که امروز بخشی از مقدمات شکایت طی و اسناد مربوطه برای ارائه به مراجع قضایی جمعآوری شده است. متاسفانه ممکن است که ادامهء این بازی زشت برای او سخت گران تمام شود. در اینجا فرصت را مغتنم میشمرم و دوباره از حضور خوانندگان بزرگوار مجازی بودن پوزش میخواهم (خصوصا خانم ساروی و آقای امیر که مورد خطاب مستقیم این نظرگذار ترسوی بیاخلاق بودند)، باقی گذاشتن آن ترهات برای پیگیریهای بعدی لازم مینمود.