
تولیدکننده: Nike (تلفظ صحیح این نام نایکی است نه نایک)
نام مدل: Air Max 360
رویه: مصنوعی درون: پارچه زیره: مصنوعی
قیمت: حدود ۱۸۰ دلار آمریکا
نایکی احتمالا بزرگترین سازندهی کفش، لباس و کالاهای ورزشی است. این شرکت آمریکایی حدود چهار دهه است که تاسیس شده؛ و در ابتدا با واردکردن کفش یک سازندهی ژاپنی (به نام تایگر) کارش را شروع کرد. نایکی در تبدیل کفش ورزشی به چیزی امروز میبینیم، نقشی مهم داشته و نوعآوریهای گوناگوناش در طراحی و ساخت کفش، کمکهای مهمی به پیشروی صنعت کرده است.
نام ایرمکس سالهای روی مدلهایی گذاشته میشد که در قسمتی از زیرهشان، معمولا پاشنه، بالشتکی از هوا تعبیه شده بود. اما اضافه شدن ۳۶۰ به انتهای این نام تجاری به معنی این است که هوا در تمامی زیره، جایگزین فوم شده. سه سال پیش، من با شنیدن این خبر انقلابی به صرافت افتادم که حتما یک جفت از این کفش را تهیه کنم و بالاخره به هر زحمتی که بود، یک جفت گیر آوردم.
این کفش، کفش زشتی است. نقش و نگارهای چاپی رویش هیچ کمکی به آیندهگرا جلوهگر نمودن آن نکرده است. شاید بهتر بود که طراحان نایکی با طراحی رویهای کلاسیک و بیپیرایه، نگاهها را بیشتر معطوف به زیره و کفی کنند. سبکی وزن البته از نقطه قوتهای این مدل است و همچنین بازخوردی که هوا در برابر ضربه به زمین دارد تفاوت محسوسی با فوم میکند؛ گاهی حین دویدن احساس میکنید که فنری در زیرهی آن تعبیه شده است.
جمعبندی: گرچه نسل سوم این مدل هم به بازار عرضه شد و پارهای از ضعفهای طراحی آن برطرف گشت، اما من خریدن آن را – با این قیمت – توصیه نمیکنم. خصوصا با در نظر گرفتن این نکته که در پای من عمر بسیار کوتاهی هم داشت (ظاهرا بعضی دیگر از پوشندگان هم چنین مسالهای با آن داشتهاند). این کفشی است که کار مهمی در آن انجام شده (استفاده از هوا به جای فوم)، اما جایگزینی هوا الزاما راه آیندهی صنعت کفش ورزشی نیست.

تولیدکننده: Converse (در ایران این تولیدکننده را با نام آل استار میشناسند)
نام مدل: Chuck Taylor All Star Sunfaded Double Upper Tongue Ox
رویه: پارچه درون: پارچه زیره: لاستیک ولکانیزه
قیمت: حدود ۵۵ دلار آمریکا
قیمت پرداختی در ایران: هشتاد هزار تومان
کانورس را شاید بتوان اولین سازندهی کفش ورزشی به معنی امروزی دانست که چندین دهه سلطان سازندگان کفش ورزشی بود، اما عاقبت بر اثر درک نکردن بازار و توجه خواستههای خریداران امروزی کارش به نزدیک ورشکستگی کشید. عاقبت هم شرکت نایکی در سالهای ابتدای این قرن آن را خرید.
اکنون کانورس با هوشمندی هدف اصلی خود را عوض کرده: به جای این که صرفا برای ورزشکاران کفش تولید کند و به مصاف غولهایی چون آدیداس رود، کفشهایی نسبتا ارزان قیمت میسازد که بتوان در کوچه و خیابان با آن سگدو زد. با توجه به این که طراحی مدل «چانک تایلور» کانورس با همهی معیارها کلاسیک محسوب میشود و نزدیک به یک قرن است که بدون تغییر زیادی برجا مانده، مدلهای اصلی کانورس همیشه پوشیدنی است و به اصطلاح از مد نمیافتد. استفاده از رنگها و نقشهای متفاوت و متنوع در مدلهای مردانه و زنانه، رونقی به مجموعهی «چانک تایلور آل استار» بخشیده که در نتیجهی آن برای هر سلیقهای، انتخابی وجود دارد (جالب این جاست که کانورس در پنجاه سال اول فعالیت هیچ گاه زیر بار استفاده از رنگ نرفت).
ظاهر کهنهنمای کفش به علت کثرت استفاده نیست، کفش، با توجه به پسند روز بودن پوشاک کهنهنما، به همین شکل طراحی شده و کلمهی Sunfaded (آفتابخورده) در نام، به این موضوع دلالت میکند. این مدل در واقع دو رویه مجزا دارد که روی هم سوار است و همان طور که میبینید دو ردیف جای بند دارد.
جمعبندی: با توجه به فرا رسیدن تابستان و علاقهام به پیادهروی، خریدمش. دوست داشتم که یک بار هم که شده کانورس را تجربه کنم و در صورتی که همان دوام و استحکامی را که مشهور است، داشته باشد، از این به بعد انتخاب تابستانهایم خواهد بود. این کفش پا را نسبتا خنک نگاه میدارد و ظاهرا به چشم بینندگان خواستنی میآید (تجربهی شخصی). علت این که مدل دو رویه را به مدل کلاسیک ترجیح دادم این بود که از پیچیدگیاش خوشم آمد و ترکیب یک رنگ خثنی و یک رنگ تند مرا به یاد روحیهی خودم انداخت!
مهمترین لباس انسان شاید کفش باشد، باور کنید که این بهانهی من برای خرید کفشهای متعدد و گران نیست؛ کفش واقعا مهم است. گرچه اعتراف میکنم که بیشترین خرج پوشاکی من به کفش مربوط میشود. استفاده کننده و نگهدارندهی بدی نیستم و حداقل روزی یک ساعت پیادهروی میکنم، بنابر این فکر میکنم که مستحق خرید کفش نسبتا خوب هستم.
از این پس قصد دارم که هر چند وقت یک بار، یکی از کفشهایم را معرفی و در موردش صحبت کنم. به نظرم فایدهاش این است که خوانندهها با دقت بیشتری کفش بخرند و با پاهایشان مهربانتر باشند. خصوصا خانمهای محترم که استعداد عجیبی در خریدن کفشهایی دارند که پاهایشان را سلاخی کند.
به عنوان مقدمه چند یادآوری یا توصیه ابتدایی پراکنده میکنم:
۱. شب کفش بخرید، چون در شب پای منبسط شده است.
۲. کفش را با گونهای جوراب امتحان کنید که معمولا به پوشیدن آن عادت دارید.
۳. به هیچ وجه کفش نوک باریک یا پنجه تیز نخرید. من نمیدانم این نوع کفشها اختراع کدام شکنجهگری هستند، اما این مخترع باید محاکمه شود.
۴. جوراب نخی و حولهای برای جلوگیری از تعریق زیاد مفید است. عوام معمولا برعکس این فکر میکنند چون جورابهای مزخرف به پا میکنند.
۵. طراحی کفش خوب یکی از باارزشترین و مشکلترین طراحیهای جهان است. برای همین است که این قدر طراح خوب کفش کم داریم. به نظر من طراح خوب کفش، پا را میشناسد و حین طراحی هر قسمتی فکر میکند که این قسمت چه معاملهای با پای پوشنده خواهد کرد.
۶. حدالمقدور کفش ایرانی نخرید. سعی کنید مبلغ قابل توجه خرید کفش غیر ایرانی را از هر منبع مناسب و و مشروعی تهیه کنید، اما سعی کنید کفش ایرانی نخرید (از این توصیه متاسفم).
۷. روی پایتان حساس باشید. ممکن است تا به حال نبودهاید و بلاهای مختلفی سر آنها آمده باشد، اما اگر اوضاع خیلی بد نباشد «ماهی را بعضی اوقات میشود نسبتا تازه در بعضی بازارها یافت».
۸. اگر دیابت دارید به شکل وحشتناکی باید به کفشهایتان توجه کنید، حتی اگر لازم است برای خرید کفش مناسب دیابتی از بانک وام بگیرید.
۹. به کفش زیر پنجاه دلار و بالای سیصد و پنجاه دلار مشکوک باشید (قیمت خردهفروشی).
۱۰. صندل کفش نیست و صندل لا انگشتی در خیابان و روی اسفالت حماقت است.
۱۱. کفش بیپاشنه خوب نیست اما کفشی با بیش از سه و نیم سانت پاشنه نوعی جنایت مخفی در حق بدن است.
۱۲. اگر کودکی دارید در خرید کفش برایش دقت مضاعف بذل کنید.
۱۳. هیچ وقت به وعدهی «اشکالی ندارد، بعد جا باز میکند» دل خوش نکنید. جا باز میکند اما به چه قیمتی؟ اندازهی پایتان را دقیقا بدانید و کفش خوشقالب مناسب با آن بخرید. متوجه باشید که جا باز کردن کفش به قیمت مجروح شدن پای شما رخ میدهد.
و آخر؛ پستهای کفش این وبلاگ را به اندازهی جدیترین مطالبش جدی بگیرید.