<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>بودن و مجازی‌بودن</title>
	<link>http://blog.hadisabbagh.com</link>
	<description>فضل جای دیگر نشیند</description>
	<lastBuildDate>Tue, 31 Aug 2010 00:38:06 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	<!-- generator="WordPress/3.0.1" -->

	<item>
		<title>پیگیر ضعف‌ها – ۲</title>
		<description><![CDATA[طی مناظره‌های پرماجرای دهمین انتخابات ریاست جمهوری، رییس دولت فعلی در یکی از جلسات کاغذی که عکس همسر کاندیدای رقیب روی آن نقش بسته بود را از میان انبوه سازوبرگ‌اش درآورد و با حالت تهدید آمیزی در هوا تکان‌تکان داد و در ضمن این کار برای افشاگری رخصت خواست. افشاگری ظاهرا مربوط به مدرک دانشگاهی [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3659</link>
			</item>
	<item>
		<title>چه کسانی که می‌روند</title>
		<description><![CDATA[دکتر علی بهزادی بانی و بنیان‌گذار مجلات مهم سپید و سیاه و دانستنیها درگذشت. در مورد اهمیت این دو مجله در تاریخ مطبوعات ایران صحبت شده است، من چیزی ندارم که به این صحبت‌های پراکنده اضافه کنم. دورهء انتشار سپید و سیاه به سن من نمی‌خورد، شماره‌هایی از آن را این طرف و آن طرف [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3653</link>
			</item>
	<item>
		<title>نتیجهء عمل</title>
		<description><![CDATA[بسیار خوب؛ بعد از من ان‌شاءالله کسانی خواهند آمد که عمل خواهند کرد و شما نتیجهء عمل‌شان را خواهید دید. سید محمد خاتمی همکار آن زمان من حتما به یاد دارد، زمانی که ماجرای این سخنرانی و به خصوص این گفته  را برای من نقل کرد، چه حالی شدم. گمان کنم که گفتم: «خدا عاقبت [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3648</link>
			</item>
	<item>
		<title>پیگیر ضعف‌ها &#8211; ۱</title>
		<description><![CDATA[اگر مدام چیزهایی نامطلوب برسرمان می‌آید، به جای جستجو دنبال مقصر باید به خود نگاه دقیق‌تری کنیم و بیش‌تر مسوولیت بپذیریم. این روش حداقل دو فایدهء احتمالی دارد: یکی این‌که با پذیرفتن مسوولیت به اندیشهء چاره و درمان برمی‌آییم و دیگر این‌که از نقش قربانی کنش‌پذیر خلاصی می‌یابیم. زمانی که دست‌های مریی و نامریی را [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3641</link>
			</item>
	<item>
		<title>بهش می‌گفتند اسنوب؟</title>
		<description><![CDATA[با مصطفی صحبت بود از یکی از خوانندگان درجه اول. گفتم که هنوز ترغیب نشدم که کارهایش را با توجهی شایستهء مقام او مرور کنم، چون از جمله کسانی است که باید صبر کرد که سروصدای اطراف‌اش بخوابد تا بتوان بدون افتادن در جریان‌های نازل «من آدم مهمی هستم ها، ببین به این هم گوش [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3637</link>
			</item>
	<item>
		<title>پیک‌نیک</title>
		<description><![CDATA[فوتوشاپ برنامهء ویرایش عکس شناخته‌شده‌ای است که البته به درد هر کسی نمی‌خورد. برای کاشتن چند بوته گوجه‌فرنگی در باغچه تراکتور آوردن نشان نابخردی است، نه حرفه‌ای بودن. برای همین ادوبی نسخه‌های مختلفی از این برنامه عرضه کرده است، این اواخر دیدم که نسخهء مخصوص اپل آی‌پد نیزعرضه شده است. با دیجیتالی‌شدن صنعت عکاسی، شرکت‌های مختلفی [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3635</link>
			</item>
	<item>
		<title>فام خراسانی</title>
		<description><![CDATA[می‌پرسد: کجایی هستید؟ - مشهدی؛ چطور؟ - دیدم لهجه دارید (یکی دو دقیقه با من صحبت کرده است). - بله لهجه دارم. ما چهار نسل سابقه شهرنشینی در خود مشهد داریم و من لهجه‌ام را حفظ می‌کنم. اگر از ده آمده بودم، ظرف شش ماه تغییر لهجه می‌دادم. مثل بعضی از ساکنین غرب یا احیانا [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3632</link>
			</item>
	<item>
		<title>تصنع در مصنوع</title>
		<description><![CDATA[با یکی از دوستان صحبت می‌کردیم؛ اشارهء به‌جایی کرد به تصنعی که در یادداشت‌های شخصی می‌بیند. با او موافق بودم. چه چیزی یک نوشته را طوری می‌کند که محکوم به اطلاق صفت نه‌چندان دلچسب تصنعی می‌شود؟ به گمان من غفلت از موضوع و اصرار به عرضهء چهرهء خاصی از خود که معمولا چندان شبیه واقعی [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3628</link>
			</item>
	<item>
		<title>معنا برای زندگی</title>
		<description><![CDATA[مهم نیست که تقصیر کیست. در زندگی گاهی به پشت سر نگاه می‌کنی و می‌بینی که با این که می‌خواستی همه چیز خوب بشود، اما نشد: دوست‌ها به نادوستی گرویدند، موقعیت‌ها از کف رفت، بخش بزرگی از زندگی گذشت، پیوست‌ها به گسست بدل شد و خاطره‌ها مدام آزار می‌دهند. احساس می‌کنی که اکثرا زنده هستیم [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3626</link>
			</item>
	<item>
		<title>باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند</title>
		<description><![CDATA[«لایی» کشیدن در ترافیک خیابان‌ها و لذت حاصل از آن، یک کنش سکسشوآل است. چنین کنشی، شب‌ها در اتوبان‌ها لذت بیشتری تولید می‌کند. داخل کردن یک توپ درون یک سوراخ (دروازه) و لذت حاصل از این فعل. لایی زدن بازیکن مقابل به مثابه یک حریف جنسی و لذت حاصل از آن برای شخص فاعل(لایی زن) [...]]]></description>
		<link>http://blog.hadisabbagh.com/archives/3623</link>
			</item>
</channel>
</rss>
