تاریخچهء سینمای خانگی

نوشته شده توسط هادی, ۲۸ فروردین ۱۳۸۹

هر گوشه از این عکس برای من قصه‌ای می‌گوید؛ قصه‌هایی که فقط اشخاصی با تجربه‌های مشترک در می‌یابند.

الهام

نوشته شده توسط هادی, ۲۷ فروردین ۱۳۸۹

می‌دانستید که ورزشکار با ورزش‌کردن به ماهیچه‌هایش آسیب ملایمی می‌زند، و ماهیچه‌ها حین بازسازی این آسیب محکم‌تر، قوی‌تر و مقاوم‌تر می‌شود؟

سقوط با تصور صعود

نوشته شده توسط هادی, ۲۶ فروردین ۱۳۸۹

به چیزها نگاه معصومانه‌ای دارد، و به نظر آدمی نیست که در حق دیگران بد کند. از حرکات جلف کسی مشمئز شده بود و من هم نظر بهتری از او نداشتم، چون گمان می‌کرد که ممکن است شناخت بیش‌تری داشته‌ باشم، پرسید که «چطوری فلان شخص این‌طور شد که الان هست؟». پاسخ دادم: «گرچه من این چهرهء او را نمی‌شناختم، اما الان که مشاهدات گذشته‌ام را مرور می‌کنم، می‌بینم که زمینهء بروز این حالات و رفتار در او مساعد بود. خبطی که کرد این بود که تفاوت بین دهان‌کجی و لجبازی خانوادگی و غیر آن را تشخیص نداد و بدبختانه بعد از اعتراض‌هایی که هر گام‌اش برانگیخت،‌ آش را شور‌تر کرد. در زندانی که ساخته ملاقات‌کننده کمی دارد و سطح‌اش هم در حدی نیست که درکی هر چند اندک از جهان کنونی داشته باشد، بی‌سوادی با خودبزرگ‌بینی آمیخته شد و عقده‌های جدی نیز چون بنزین بر این هیزم خشک مشتعل اثر کرد».

هر دم از این باغ

نوشته شده توسط هادی, ۲۵ فروردین ۱۳۸۹

در ایران ۱۵۰ میلیون نفر می‌توانند در رفاه زندگی کنند، این درحالی است که جمعیت ما نصف این رقم است.

محمود احمدی‌نژاد

حالا بکنیمش ۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰

نوشته شده توسط هادی, ۲۴ فروردین ۱۳۸۹

در راستای پیشنهاد گهربار اخیر مبنی بر لزوم مهاجرت پنج میلیون نفر از شهر تهران، این‌جانب با تاثیر و تاثر از این نظر صائب پیشنهاد می‌کنم که پنج میلیارد نفر از کرهء زمین نقل مکان کنند. زیرا خرابی بسیار است و منابع شناخته شدهء این سیاره تناسبی با این تعداد جمعیت ندارد.

فراموش‌کردن اخلاق

نوشته شده توسط هادی, ۲۳ فروردین ۱۳۸۹

آمده که آخرین پیامبر (ص) برای بزرگواری‌های اخلاق مبعوث شده است. چه حالی باید داشت زمانی که قسمت قابل‌توجهی از پیروان ایشان در باطن دین را از اخلاق خالی کرده‌اند و جای‌اش مفاهیم غریبی چون سفره‌ها و دیگ‌های گوناگون را گذاشته‌اند؟

و من ادامه می‌دهم

نوشته شده توسط هادی, ۲۲ فروردین ۱۳۸۹

در بلای شکم (یادداشت روز بیست فروردین)، صحبت از سخنرانی‌ای شده بود اما از روی بی‌دقتی، هیچ پیوندی از سخنرانی مورد نظر نیامده بود. هیچ کسی به این اشکال اشاره نکرد و از پیوند مورد نظر جویا نشد.

چه باید بگویم؟ چه باید فکر کنم؟ من ادامه می‌دهم چون گمان می‌کنم این چیزها باید عنوان شود، چون احتمال می‌دهم روزی به کار کسی می‌آید، و تصور می‌کنم شاید این وقایع و این آدم‌ها زمانی تاثیر لازم را روی اهل‌اش بگذارد.

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License