نه؟

نوشته شده توسط هادی, ۲۱ فروردین ۱۳۸۹

شاید یکی از علایم مشخصهء شخص احمق قاطع سخن گفتن با اطمینان کامل باشد. البته اشخاصی که علاوه بر این مشخصات، مصرانه بر این باورند که از رموز خاصی آگاهی و به سرنخ مفاهیم بسیار مهمی دست یافته‌اند، نیاز به مراجعه به کارشناس روان و درمان رسمی دارند چون علاوه بر درد حماقت، مبتلا به نوعی پریشانی روان نیز هستند.

بلای شکم

نوشته شده توسط هادی, ۲۰ فروردین ۱۳۸۹

چندی پیش جمی الیور آشپز جوان و سرشناس بریتانیایی، برندهء جایزهء سال ۲۰۱۰ میلادی تد شد. او در سخنرانی‌ای بسیار شنیدنی و عبرت‌آموز آمارها و اخباری در مورد اوضاع غذا و سلامت در ایالات متحده می‌دهد که چشم مخاطب اهل معرفت را گرد و خاطرش را اندیشناک می‌کند.

از آن‌جایی که نظام غذایی ما در شهرهای بزرگ (به خصوص تهران) گرایش به سبک آمریکایی دارد، تدبر در چنین هشدارهایی سودمند به نظر می‌رسد.

مصائب خوب‌بودن

نوشته شده توسط هادی, ۱۹ فروردین ۱۳۸۹

نازارین بونوئل را تماشا کردم. از آن دسته آثار کلاسیکی که روی هم انبارشان کردم، می‌دانستم که این یکی جایگاه خاصی برایم دارد. قصه را می‌دانستم: مصائب مرد خدایی که می‌خواهد خوب باشد؛ به زعم اکثر ناظران به شکل ساده‌لوحانه‌ای. چند تن از اطرافیان نگون‌بخت او همراه و مریدش می‌شوند…

داستان دشواری راه خیر و ماجرای آدم‌هایی که در راه خیر از پا در می‌آیند طنین هولناکی دارد. می‌دانم که بونوئل باز هم به این موضوع پرداخته است (مثلا در ویریدیانا که هنوز بخت و جسارت تماشایش را نیافته‌ام). نازارین البته اثری مهم و کلاسیک در تاریخ سینماست و قطعا ارزش تماشای دقیق دارد، اما من بین آثار این‌چنینی هنوز داگ‌ویل را ترجیح می‌دهم.

انگیزهء کشتار

نوشته شده توسط هادی, ۱۸ فروردین ۱۳۸۹

شکار زمانی معنا داشته است: بشر برای خوراک و پوشاک خود مجبور به آن بوده. امروزه چطور؟ چه باعث می‌شود که عده‌ای با صرف هزینه و زمان قابل توجه حیوانات نگون‌بخت را معدوم کنند؟ به نظرم شکار به جز در موارد خیلی خاص باید در سراسر کرهء زمین قدغن شود. برای استفاده از آن موارد خاص هم باید هزینه‌ء قابل توجهی اخذ و صرف نگه‌داری از طبیعت گردد.

موتور در حال گرم‌شدن است

نوشته شده توسط هادی, ۱۷ فروردین ۱۳۸۹

در یادداشتی به کتاب هزار طراحی کلاسیک فایدون اشاره کرده بودم. خبردار شدم که انتشارات فایدون در اقدامی جالب توجه این کتاب را برای آی‌پد اپل (لینک آی‌تیونز) آماده کرده و با حدود یک هشتم قیمت چاپی به فروش می‌رساند. اقدام و شروع قشنگی است. اگر امکانش را داشته باشم، با وجود در اختیار داشتن نسخهء چاپی این اثر ارزشمند، نسخهء دیجیتال آن را هم خواهم خرید. بد نیست آدم چنین اثری همراه داشته باشد، حداقل موجب بهجت و سرور دل است!

توضیح: هنوز آی‌پد ندارم، اما به محض امکان یکی خواهم خرید.

شکنندگی مخفی

نوشته شده توسط هادی, ۱۶ فروردین ۱۳۸۹

هر کار به ظاهر پر دردسری که می‌خواهم انجام دهم، شمارش معکوس می‌کنم: یک پله تمام شد، دو تا تمام شد… و صدمی. از این بابت تفاوتی بین تمیزکردن تک‌تک دکمه‌های صفحه‌کلید با تمام‌کردن اجرای یک طرح پرجزییات قائل نیستم. احتمالا در این روش با خودم این طور فکر می‌کنم: «همین طور که اولی را تمام کردی، دومی را هم تمام می‌کنی و تا آخر پیش می‌روی».

اما دردسرها و دردهای درونی چنین نیست، سر و کله‌اش که پیدا می‌شود، با نگرانی درمی‌یابم: «باز آمد». و گاه فقط منتظر می‌مانم که برود، و منتظر می‌مانم، و منتظر می‌مانم.

کسالت

نوشته شده توسط هادی, ۱۵ فروردین ۱۳۸۹

توضیح: استفاده از لنز تیلیت و شیفت ۴۵م.م. کانن باعث محو شدن محیط اطراف سوژه شده است، افکت دیجیتال در کار نیست.

پوسته ی پانوراما ساخته شده توسط Themocracy و آماده شده برای وردپرس فارسی توسط فرزاد ساغرچی

Creative Commons License
This work by Hadi Sabbagh is licensed under a
Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License