.iDie
امروز را با خبر درگذشت استیو جابز بیدار شدم. کسانی از حلقه دوستان نزدیکام به من تسلیت گفتند؛ با ایمیل، پیام اینترنتی، اساماس و فیسبوک. از عجایب زندگی یکی هم این است که تسلیت درگذشت کسی را به تو بگویند که هیچ پیوند ظاهری و آشنایی نزدیکی با او نداشتهای.
از لحظاتی بعد از بیدار شدن، نشستم پای مکبوکام و تا الان چیزهایی در این ارتباط خواندم. بیل گیتس البته متنی نوشته که نشانگر بزرگی منش و ارادتاش به استیو فقید بود:
For those of us lucky enough to get to work with him, it’s been an insanely great honor. I will miss Steve immensely.
_ Bill Gates
ضربت فقدان منحصر به دوستان و علاقمندان نیست. سامسونگ که در حال دعوای حقوقی شدیدی با اپل است، اظهار تاسف کرده است. مدیران و بنیانگذاران شرکتهایی چون گوگل و دل، با وجود این که استیو آنها را بارها نواخته بود، جملاتی حاکی از عمق تاثر و نهایت احترام منتشر کردهاند.
کسانی که گاه بسی مهمشان میدانند، با خضوع و احترام از استیو یادکردهاند: از باراک اوباما گرفته تا مارک زوکربرگ.
این چیزها نشان میدهد که استیو مرگ یگانهای نیز داشت، خواستم آن را به شکلی ملفوظ کنم: عکس پروفایل فیسبوکام را با یک جفت بال عوض کردم و زیرش نوشتم «.iDie».
***
هنوز بیست چهار ساعت از فوت او نگذشته که وب و دیگر رسانهها پر شده است از مطالبی در مورد استیو جابز: چرا بزرگ میدانندش، چه کارهایی کرد و چرا فوت شد. مسلما چیز تازهای به آنها نمیتوانم اضافه کنم، فقط میتوانم حس فعلی خود را یادداشت کنم:
گاهی آدمها مزخرف زیاد میگویند؛ از جمله اینکه دوران طلایی مردانی که با نظر و عمل چیزهای گوناگونی را متحول کردند و در رشتههای مختلفی شگفتی آفریدند، تمام شده است. دیگر شاهد علامهها و نوابغ دوران قدیم نخواهیم بود، لئوناردو داوینچی تکرار نمیشود، موتزارت استثناء بود و بعد از ادیسون شاهد ابداعی بزرگ نخواهیم بود. مرور زندگی کاری استیو، بطلان چنین باورهایی را نشان میدهد، تحت تاثیر مدیریت و اندیشههای او صنعت مخابرات، صنعت موسیقی، صنعت طراحی صنعتی، صنعت نشر، صنعت چاپ، صنعت رایانهشخصی و همراه، صنعت الکترونیک، صنعت انیمیشن، صنعت نرمافزار و… تحولاتی عمیق به خود دید. او در هنر نیز همانقدری تاثیر گذاشت که در صنعت؛ چه بر هنرآفرینان و چه برهنردوستان. برای تکتک ادعاهای بالا میتوانم دلیل و مثال بیاورم، از رابط بصری کاربر گرفته تا پست اسکریپت، از یواسبی تا باتریهای نهان در ابزار.
خودش اما چونان دیگر بزرگان با هیج عنوانی توصیف نمیشود. آیا او نابغه بود؟ آیا هنرمند بود؟ آیا دانشمند بود؟ آیا فناور بود؟ آدمهایی چون او فقط با نامشان توصیف میشوند. هر گونه پسوند و پیشوندی زیادی و بیهوده است.
***
من به خدا باور دارم، و این جهان را با وجود تمام دردها و خرابیها، متعادل میدانم. خیلی از آدمهایی که به زمین پا میگذارند حتی برای خودشان هم کار قابل توجهی از دستشان برنمیآید، چه برسد به خدمت خلق و تاثیرگذاری عمیق. کسانی مثل استیو بار سنگینی را به دوش میکشند و به اندازه چندین و چند آدم حسابی به سنگینی آن سوی ترازو میافزایند.



با ترک وطن دوستان و کسانام بیگانه نیستم. افراد زیادی را چنین از دست دادم و تنهاتر شدم، از خواهرانام گرفته از تا دوستان نزدیکام. فقط یادی از آنها مانده و چهار خطی که سالی ماهی یکبار پای یک برنامهء گفتوگوی اینترنتی مبادله میشود. هفتهء گذشته همسرم نیز کشور را ترک کرد، با دردی که میدانستم در سینهاش احساس میکند. تا دقایق آخر در رفتن شک داشت و میدانست چیزهایی زیادی را از دست خواهد داد، چون دیگران.